مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٠ - مقام امر به معروف و نهی از منکر در اسلام
الْارْضُ)، «وَ ینْتَصَفُ مِنَ الْاعْداءِ» با امر به معروف و نهی از منکر میشود از دشمن انتقام گرفت؛ یعنی امر به معروف و نهی از منکر را زنده کن تا بتوانی در مقابل اسرائیل بایستی. اگر در مقابل اسرائیل ناتوانی، ریشهاش را از چند صد سال پیش پیدا کن که امر به معروف و نهی از منکر را از میان بردی، در نتیجه دشمن بر تو مسلط شد.«وَ یسْتَقیمُ الْامْرُ» بدین وسیله است که کارها همه بر روی اساس استواری قرار میگیرد.
«فَانْکروا بِقُلوبِکمْ وَ الْفِظوا بِالْسِنَتِکمْ وَ صَکوا بِها جِباهَهُمْ وَ لا تَخافوا فِی اللَّهِ لَوْمَةَ لائِمٍ، فَانِ اتَّعَظوا وَ الَی الْحَقِّ رَجَعوا فَلا سَبیلَ عَلَیهِمْ: انَّمَا السَّبیلُ عَلَی الَّذینَ یظْلِمونَ النّاسَ وَ یبْغونَ فِی الْارْضِ بِغَیرِالْحَقِّ اولئِک لَهُمْ عَذابٌ الیمٌ [١]» [٢]. دیگر فرصت ترجمه این قسمت و ذکر قسمتهای دیگر نیست.
یک فریضهای که در اسلام چنین مقام و ارزشی را دارد، آیا میشود احتمال داد که دربارهاش گفتهاند اگر یک روزی دیدی اتفاقاً، تصادفاً، یک نیرویی، یک قدرتی داری انجام بده و اگر قدرت نداری دیگر تکلیف ساقط است؟ این «تکلیف ساقط است» یعنی اسلام ساقط است، چون امر به معروفی که اسلام برای ما معرفی میکند به منزله پایه خیمه اسلام است. چطور ممکن است که خود اسلام بگوید اگر تصادفاً دیدی میتوانی اسلام را نگه داری، نگهدار، اگر تصادفاً دیدی نمیتوانی، دیگر نمیخواهد، خیالت راحت باشد؟!.
در مورد احتمال اثر هم همینطور است. بنده بروم در اتاقم بنشینم، بگویم من که احتمال اثر نمیدهم. تو حق نداری احتمال اثر بدهی یا ندهی. تو که اصلًا مطالعه نداری، تو که از اوضاع خبر نداری، جریانات را نمیدانی، تو که نمیدانی راه امر به معروف و نهی از منکر چیست، تو که روانشناسی نمیدانی که برای نفوذ در بشر از چه راهی باید با روح او مواجه شد، تو که جامعه شناسی نمیدانی، تو که چیزی نمیدانی، حق نداری بگویی من احتمال اثر میدهم یا احتمال اثر نمیدهم. این است که دو رکن این اصل اساسی، قدرت و آگاهی است، و هر دو را هم باید تحصیل کرد و به دست آورد؛ غیر از این نمیشود.
شما در روزنامههای خودمان میخوانید که در امریکا بیش از سیصد و هشتاد
[١]. شوری/ ٤٢.[٢]. فروع کافی، ج ٥/ ص ٥٥.