مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٢ - مأموریت یافتن عمرسعد
معنای «مُقاتِل» سرباز است. شرطه و شرطی که جمعش شُرَط است: وهم الطّائفة من خیارأعوان الولاة و فی زماننا هم رؤساء الضّابطة (منجد). «عرفاء» جمع عریف است: القیم بأمرالقوم [١]. مناکب جمع منکب است به معنای عریف، و در اینجا رؤسای آنها مراد است.
کراهت اباعبداللَّه از شروع به قتال
بعد از آنکه امام حسین علیه السلام و «حُر» به نینوا رسیدند و نامه عبیداللَّه رسید که: «امّا بعد فجعجع بالحسین حتّی یبلغک کتابی و یقدم علیک رسولی، فلا تنزله الّا بالعراء فی غیر حصن و علی غیرماء» [٢] زهیر پیشنهاد کرد که الآن با اینها بجنگیم. اباعبداللَّه فرمود:«انّی أکرَهُ انْ ابْدَأَهُمْ بِالْقِتالِ» [٣]. امام حسین یکی از مبادی و اصولش عدم شروع به جنگ بود. (قصه علی علیه السلام و کشتن کریب بن الصباح و خواندن آیه «الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَالْحُرُماتُ قِصاصٌ» [٤]- لَوْلَمْ تَبْدَؤنا ما بَدَأْناکمْ).
مأموریت یافتن عمرسعد
ص ١١٤: «و کان الدیلم قد ثاروا علی یزیدبن معاویة واستولوا علی دستبی بارض همذان، فجمعهم عبیداللَّه بن زیاد جیشاً ...» [٥]
معلوم میشود که فرمان جنگ با «دیلم» را عبیداللَّه در زمان حکومت بصره (فقط) قبل از آمدن به کوفه به عمر سعد داده بود.
[١]. [شُرَط گروهی از بهترین یاران زمامداران را گویند، و در زمان ما همان مأموران امنیتی هستند. و عُرَفاء جمع عَریف است که سرپرست امور قوم را گویند.][٢]. [کار را بر حسین تنگ گیر تا نامهام به دستت برسد و فرستادهام نزد تو آید، و از او جدا مشو تا اینکه او را در سرزمین خشک بیپناهگاه و بیآبی فرود آوری.][٣]. [من خوش ندارم که آغازگر جنگ با آنها باشم.][٤]. بقره/ ١٩٤.[٥]. [دیلمیان بر یزیدبن معاویه شوریدند و بر سرزمین دستبی در همدان استیلا یافتند. پس عبیداللَّه بن زیاد لشکری را جمع آورد ...]