مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٨ - اصول اجتماعی و برابری اسلامی
عین نگه داشتن حریم. در این مکتب، حریم و نه محبوسیت و نه اختلاط.
از این رو یک تاریخ ممکن است مذکر محض باشد و تاریخ دیگر ممکن است مختلط باشد و به واسطه اختلاط پلید باشد، و یک تاریخ دیگر ممکن است مذکر- مؤنّث باشد اما به این نحو که مرد در مدار خودش و زن در مدار خودش. پس گاهی زن عامل مؤثر در تاریخ نیست، گاهی عامل است اما مختلط و درحقیقت بازیچه مرد، و گاهی عامل است اما در مدار خودش.
زن در تاریخ مذهبی طبق تلقّی قرآن کریم عامل مؤثر بوده است؛ یعنی تاریخ مذهبی قرآنی مذکر- مؤنث است، یعنی انسانی است، اما با حفظ مدارهای خاص به هریک؛ به عبارت دیگر «مذنّث» است، زوج است.
در ورقههای «زن در قرآن» [١] در این باره بحث کردهایم.
حادثه کربلا نیز یک تاریخ «انسانی» است یعنی تاریخ زوج است نه فرد، «مذنّث» است نه مذکر و نه مؤنث، مذکر و مؤنث است نه مذکر محض. به عقیده ما زن تا آنجا که فقط نقش وسیله عشقبازی و چشم چرانی را [دارد] و نقش خود را در آرایش و درحقیقت رونق بخشیدن به محفل مرد- آنهم عموم مردان- میبیند، هرگز نقش مستقل و مؤثری در تاریخ ندارد.
البته ما نقش اساسی تأثیر غیرمستقیم زن را در تاریخ منکر نیستیم که گفتهاند زن مرد را میسازد اعم از فرزند و شوهر، و مرد تاریخ را. بحث ما در نقش مستقیم است.
قرآن به موازات مردان قدّیس و صدّیق، از زنان قدّیسه و صدّیقهای یاد میکند که در حد مردان صدّیق بلکه بالاتر مقام ملکوتی داشتهاند. زکریا از مریم درشگفت میماند. همسر آدم، ساره، هاجر، آسیه، مادر موسی، خواهر موسی، مریم، حضرت زهرا (کوثر) زنان قدّیسه قرآنند. خدیجه خود قدّیسه تاریخ اسلام است.
قرآن از مؤمنین و مؤمنات، مهاجرین و مهاجرات، قانتین و قانتات، صادقین و صادقات، صالحین و صالحات و ... یاد کرده است.
در بعضی آئینها زن فقط عنصر فریب و گناه است و از آنجا شروع میشود که شیطان از طریق حوّا بر آدم مسلط میشود و این فلسفه را میرساند که شیطان زن را فریب میدهد و زن مرد را، ولی قرآن این منطق را قبول ندارد.
[١]. [مطالب این ورقهها در سلسله یادداشتها به چاپ خواهد رسید.]