مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٦ - حماسه حسینی
سکه و یک طرف ورق را مطالعه کردهایم؛ از آن نظر مطالعه کردهایم که داستان جنائی است. اکنون میخواهیم صفحه دیگر را مطالعه کنیم. گفتیم که بعضیها نظیر «محمدمسعود» مدعی هستند که روش مسیحیان بر روش ما ترجیح دارد که شهادت و فداکاری مسیح را جشن میگیرند ولی ما [شهادت حسین علیه السلام را] عزا میگیریم؛ آنها شهادت را موفقیت و ما شکست میدانیم. اینها اشتباه میکنند، نمیدانند که مسیحیت که جشن میگیرد اولًا از نظر شخصی مسأله را مورد مطالعه قرار میدهد و اسلام از نظر اجتماع.
از نظر شخصی ما هم موفقیت میدانیم. و به علاوه آنها از آن نظر جشن میگیرند که شهادت را فدای گناهان میدانند. جشن میگیرند که عیسی کشته شد و با کشته شدن او از زیر بار سنگین گناه درآمدیم، و مسلمان واقعی نمیتواند چنین فکری داشته باشد.
اکنون میخواهیم ببینیم چگونه شخصیت حسین علیه السلام یک شخصیت حماسی است، و چگونه کلماتش حماسه است، و چگونه حادثه کربلا یک حادثه حماسی است؟.
اول باید عرض کنیم که این حادثه که عرض میکنم در آن تحمّل است، صلابت است، غیرت است، دفاع از ایده و مسلک و فداکاری است، شهادت است؛ با سایر حماسهها فرق [دارد.] این یک حماسه مقدس و یک حماسه مطلق است. مطلق است یعنی به خاطر یک قوم و یک ملت بخصوص نیست، برای انسانیت است، بالاتر در راه خداست، یعنی در راه هماهنگی با هدفهای کلی خلقت است، و این است معنی اینکه در راه رضای خداست، و الّا خداوند که شخصاً و برای خود چیزی نمیخواهد که رضایت و عدم رضایت، از آن نظر مفهومی داشته باشد. دیگر اینکه مقدس است. از نظر فردی هیچ گونه انگیزه شخصی، فردی، جاه، مقام در کار نیست. برای مقدسات بشریت است، در راه توحید، مبارزه با بشرپرستی، عدل، آزادی، حمایت از ستمدیدگان است. از این نظر یک حماسه الهی است، یک حماسه جهانی است، یک حماسه انسانی است.
یک قهرمان ملی که فقط برای ملت خود کار میکند، ممکن است از نظر ملت دیگر جانی بزرگی باشد. «اسکندر» از نظر یونانیان یک قهرمان بزرگ است و از نظر ملتهای ستمدیده یک جنایتکار است. برخلاف آن کسی که هدفش حق، حقیقت،