مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥١ - نُصح
تبلیغ پیامبران نبود. آنچنان ساده و واضح بیان میکردند که همانطور که بزرگترین علما میفهمیدند و استفاده میکردند، آن بیسوادترین افراد هم لااقل در حد خودش و به اندازه ظرفیت خودش استفاده میکرد (نمیخواهم بگویم همه در یک سطح استفاده میکنند).
یک نفر مبلّغ و پیام رسان که میخواهد از زبان پیغمبران سخن بگوید و مانند پیغمبران حرف بزند و میخواهد راه آنها را برود، باید بلاغش بلاغ مبین باشد. این، یک جهت در معنی «مبین». البته در اینجا احتمالات دیگری هم هست (و جمع میان اینها یعنی اینکه همه اینها درست باشد هم ممکن است). یکی از این احتمالات در معنی کلمه «مبین» بی پرده سخن گفتن است؛ یعنی پیامبران نه فقط مغلق و پیچیده و معقّد سخن نمیگفتند، بلکه با مردم بیرودربایستی و بیپرده حرف میزدند. سخن خود را با گوشه و کنایه نمیگفتند. اگر احساس میکردند مطلبی را باید گفت، در نهایت صراحت و روشنی به مردم میگفتند. [مثلًا میگفتند]«اتَعْبُدونَ ما تَنْحِتونَ؟» [١] آیا تراشیدههای خودتان را دارید عبادت میکنید؟
نُصح
مسأله دوم که قرآن مجید در مسأله تبلیغ روی آن تکیه میکند، چیزی است که از آن به «نُصح» تعبیر مینماید. ما معمولًا نصح را به خیرخواهی ترجمه میکنیم. البته این معنا درست است ولی ظاهراً خیرخواهی عین معنی نصح نیست، لازمه معنی نصح است. «نصح» ظاهراً در مقابل «غشّ» است. شما اگر بخواهید به کسی شیر بفروشید، ممکن است شیر خالص به او بدهید و ممکن است خدای ناخواسته شیری که داخلش آب کردهاید بدهید، یا اگر میخواهید سکه طلایی را به کسی بدهید ممکن است آن را به صورت خالص بدهید (در حد عیارهای معمولی) و ممکن است به صورت مغشوش بدهید، یعنی در آن غش باشد. نصح در مقابل غش است. ناصح واقعی آن کسی است که خلوص کامل داشته باشد. توبه نَصوح یعنی توبه خالص. مبلّغ باید ناصح و خالص و مخلص باشد، یعنی در گفتن خودش هیچ هدف و غرضی جز رساندن پیام که خیر آن طرف است نداشته باشد. مسأله اخلاص و خلوص است. [در حدیث آمده است:]
[١]. صافّات/ ٩٥.