مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩ - ١ تثبیت خلافت موروثی
قضیه از چه قرار است؟ آیا مسأله مسأله بیعت بود؟ آیا مسأله مسأله دعوت بود؟
آیا مسأله مسأله اعتراض و انتقاد و یا شیوع منکرات بود؟ کدامیک از این قضایا بود؟
این مسأله را ما بر چه اساسی توجیه کنیم؟ بعلاوه چه تفاوت واضح و بینی میان عصر امام یعنی دوره یزید با دورههای قبل بوده؟ بالخصوص با دوره معاویه که امام حسن علیه السلام با معاویه صلح کرد ولی امام حسین علیه السلام به هیچ وجه سر صلح با یزید نداشت و چنین صلحی را جایز نمیشمرد.
حقیقت مطلب این است که همه این عوامل، مؤثر و دخیل بوده است؛ یعنی همه این عوامل وجود داشته و امام در مقابل همه این عوامل عکس العمل نشان داده است.
پارهای از عکس العملها و عملهای امام براساس امتناع از بیعت است، پارهای از تصمیمات امام براساس دعوت مردم کوفه است و پارهای براساس مبارزه با منکرات و فسادهایی که در آن زمان به هر حال وجود داشته است. همه این عناصر، در حادثه کربلا- که مجموعهای است از عکس العملها و تصمیماتی که از طرف وجود مقدس اباعبداللَّه علیه السلام اتخاذ شده- دخالت داشته است.
عامل بیعت
ابتدا درباره مسأله بیعت بحث میکنیم که این عامل چقدر دخالت داشت و امام در مقابل بیعت خواهی چه عکس العملی نشان داد و تنها بیعت خواستن برای امام چه وظیفهای ایجاب میکرد؟
دو مفسده موجود در بیعت با یزید :
١. تثبیت خلافت موروثی
همه شنیدهایم که معاویة بن ابی سفیان با چه وضعی به حکومت و خلافت رسید.
بعد از آنکه اصحاب امام حسن علیه السلام آنقدر سستی نشان دادند، امام حسن یک قرارداد موقت با معاویه امضا میکند نه براساس خلافت و حکومت معاویه، بلکه بر این اساس که معاویه اگر میخواهد حکومت کند برای مدت محدودی حکومت کند و بعد از آن مسلمین باشند و اختیار خودشان، و آن کسی را که صلاح میدانند به خلافت انتخاب کنند، و به عبارت دیگر به دنبال آن کسی که تشخیص میدهند و از طرف پیغمبر اکرم منصوب شده است بروند. تا زمان معاویه مسأله حکومت و خلافت یک مسأله