مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥ - ٢ شخصیت خاص یزید
نمیخواهید؛ از این جهت که آیا خلافت شرعی است یا غیرشرعی و من بیعت کنم تا شرعی باشد که نیست؛ بیعت میخواهید که مردم دیگر بیعت کنند. گفت: بله. فرمود:
پس بیعت من در این اتاق خلوت که ما سه نفر بیشتر نیستیم، برای شما چه فایدهای دارد؟ حاکم گفت: راست میگوید، باشد برای بعد. امام فرمود: من باید بروم. حاکم گفت: بسیار خوب، تشریف ببرید. مروان حکم گفت: چه میگویی؟! اگر از اینجا برود معنایش این است که بیعت نمیکنم. آیا اگر از اینجا برود بیعت خواهد کرد؟! فرمان خلیفه را اجرا کن! امام گریبان مروان را گرفت و او را بالا برد و محکم به زمین کوبید، فرمود: تو کوچکتر از این حرفها هستی. سپس بیرون رفت و بعد از آن، سه شب دیگر هم در مدینه ماند. شبها سر قبر پیغمبر اکرم میرفت و در آنجا دعا میکرد، میگفت:
خدایا راهی جلوی من بگذار که رضای تو در آن است.
در شب سوم، امام سر قبر پیغمبر اکرم [١] میرود، دعا میکند و بسیار میگرید و همانجا خوابش میبرد. در عالم رؤیا پیغمبر اکرم را میبیند. خوابی میبیند که برای او حکم الهام و وحی را داشت. حضرت فردای آن روز از مدینه بیرون آمد و از همان شاهراه- نه از بیراهه- به طرف مکه رفت. بعضی از همراهان عرض کردند: «یابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! لَوْ تَنَکبْتَ الطَّریقَ الْاعْظَمَ» بهتر است شما از شاهراه نروید؛ ممکن است مأمورین حکومت، شما را برگردانند، مزاحمت ایجاد کنند، زدوخوردی صورت گیرد.
(یک روح شجاع و قوی هرگز حاضر نیست چنین کاری بکند.) فرمود: من دوست ندارم شکل یک آدم یاغی و فراری را به خود بگیرم. از همین شاهراه میروم، هرچه خدا بخواهد همان خواهد شد.
[١]. جایی که اکنون مدفن مقدس پیغمبر اکرم است، خانه پیغمبر و حجره عایشه بوده است. پیغمبر اکرم را در قسمت جنوبی این اتاق دفن کردند به طوری که فاصله صورت مبارک ایشان تا دیوار- آن طوری که گفتهاند- در حدود یک وجب بیشتر نبود، و ابوبکر را پشت سر پیغمبر دفن کردند به این صورت که سر او محاذی شانههای پیغمبر از پشت شد. درباره عمر اختلاف است؛ بعضی گفتهاند او را پشت سر ابوبکر دفن کردند که سر عمر محاذی شانه ابوبکر شد ولی بعضی دیگر که ادلّهشان قویتر است، گفتهاند عمر را در پایین پای پیغمبر اکرم دفن کردند.
عایشه بعد از این قضیه [یعنی رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله] وسط خانه دیوار کشید. قسمت جنوبی، مدفن پیغمبر اکرم بود و خود در قسمت شمالی خانه زندگی میکرد. برای اتاقی که مدفن پیغمبر بود درِ بخصوصی باز کرده بودند که مردم به زیارت قبر ایشان میرفتند. آن وقت (زمان امام حسین) عایشه هم از دنیا رفته بود، معلوم نیست که آن دیوار را برداشته بودند یا نه. حجره شریفهای که اکنون مدفن پیغمبر اکرم است، از همان زمان مخصوص زیارت ایشان بود و درِ آن همیشه باز بود.