مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٢ - تفسیر آیه
نداشته باشد، در روح او فقط خدا وجود داشته باشد. این جهت را شما فقط در مکتب اولیاء و انبیاء میبینید، در غیر مکتب انبیاء چنین چیزی را نمیتوانید ببینید.
تفسیر آیه
در این آیهای که در آغاز تلاوت شد:«التّائِبونَ الْعابِدونَ الْحامِدونَ السّائِحونَ الرّاکعونَ السّاجِدونَ الْامِرونَ بِالْمَعْروفِ وَ النّاهونَ عَنِ الْمُنْکرِ» بعد از چند کلمه دیگر آمده «التّائِبونَ» بازگشت کنندگان به حق. عرفا میگویند اولین منزل سلوک توبه است، چون توبه یعنی بازگشت. آن کس که راه عوضی میرود یکدفعه برمیگردد به راه حق، برمیگردد به سوی خدا.«التّائِبونَ الْعابِدونَ»؛ پس از توبه است که اینها پرستندگان خدا میشوند، خدا را میپرستند، غیر خدا را نمیپرستند، خدا حاکم بر وجودشان است، غیر از خدا حاکمی نیست، فقط امر خدا را میپذیرند، امر غیر خدا را نمیپذیرند، اطاعت خدا را میپذیرند، اطاعت غیرخدا را نمیپذیرند.«الْحامِدونَ» اینها ستایشگرند، اما جز خدا موجود دیگری را ستایش نمیکنند؛ اصلًا موجود دیگری را قابل مدح و ستایش و نیایش نمیدانند، تنها ستایشگر و نیایشگر خدا هستند، اطاعت خدا را میپذیرند، اطاعت غیرخدا را نمیپذیرند.«السّائِحونَ» سیاحتگران. راجع به سیاحتگری، در تفاسیر بیانات مختلفی شده است. بعضی گفتهاند مقصود روزه است، یعنی سیاحت معنوی که در روزه پیدا میشود. ولی بسیاری از محققین مانند علامه طباطبایی در المیزان این را قبول نمیکنند. یک احتمالش این است: کسانی که در زمین سیر میکنند.
چون قرآن بشر را به سیر در زمین دعوت کرده است. سیر در زمین یعنی چه؟ یعنی مطالعه در جهان، نه سیاحتی که هدفش فقط تفنّن و ولگردی باشد. اسلام عمر انسان را عزیزتر از این میداند که او فقط برای اینکه تماشایی کرده باشد، سیاحت کند. ولی اسلام سیاحتی را که بشر در آن تفکر کند، تدبّر کند، درس بیاموزد، توصیه میکند:«قُلْ سیروا فِی الْارْضِ» [١]. این، درس و فکر است.«السّائِحونَ» آن مطالعه کنندگان در تاریخ، آن مطالعه کنندگان در اوضاع اجتماع بشری، آن مطالعه کنندگان در قوانین خلقت، آنها که در مغز خود انبوهی از افکار و اندیشههای روشن دارند. بعد دو مظهر از عبادت را ذکر میکند:«الرّاکعونَ السّاجِدونَ» آنها که در حال رکوع و سجود، خدای
[١]. انعام/ ١١.