مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠ - غنای حادثه کربلا از نظر نقلهای معتبر
امام و اهل کوفه مبادله شده است، نامههایی که میان امام و اهل بصره مبادله شده است، نامههایی که خود امام قبلًا برای معاویه نوشته است، که از آنجا معلوم میشود که امام خودش را برای قیام بعد از معاویه آماده میکرده است، نامههایی که خود دشمنان برای یکدیگر نوشتهاند، یزید برای ابن زیاد، ابن زیاد برای یزید، ابن زیاد برای عمر سعد، عمر سعد برای ابن زیاد. متن اینها در تاریخ اسلام مضبوط است.
قضایای کربلا قضایای روشنی است و سراسر این قضایا هم افتخار آمیز است، ولی ما آمدهایم چهره این حادثه تابناک تاریخی را تا این مقدار مُشوَّه کردهایم! بزرگترین خیانتها را ما به امام حسین علیه السلام کردهایم. اگر امام حسین علیه السلام در عالم ظاهر هم بیاید ببیند، به ما چه میگوید؟ میگوید: آن که در آنجا بود که این نیست؟ شما که به کلی قیافه را تغییر داده و عوض کردهاید، آن امام حسینی که شما در خیال خودتان رسم کردهاید که من نیستم! آن قاسم بن الحسنی که شما در خیال خودتان رسم کردهاید که آن برادرزاده من نیست! آن علی اکبری که شما در مخیله خودتان درست کردهاید که جوان با معرفت من نیست! آن یارانی که شما درست کردهاید که آنها نیستند، پس شما چه میگویید؟! ما آمدهایم قاسمی درست کردهایم که آرزویش فقط دامادی بوده، آرزوی عمویش هم دامادی او بوده است. این را شما مقایسه کنید با قاسمی که در تاریخ بوده است.
تواریخ معتبر این قضیه را نقل کردهاند که در شب عاشورا امام علیه السلام اصحاب خودش را در خیمهای «عِنْدَ قِرَبِ الْماءِ» جمع کرد. معلوم میشود خیمهای بوده است که آن را به مشکهای آب اختصاص داده بودند و از همان روزهای اول آبها را در آن خیمه جمع میکردند. امام اصحاب خودش را در آن خیمه یا نزدیک آن خیمه جمع کرد. آن خطابه بسیار معروف شب عاشورا را در آنجا امام القاء کرد، که حالا نمیخواهم آن خطابه را برای شما به تفصیل نقل کنم. خلاصه به آنها میگوید شما آزادید (آخرین اتمام حجت به آنها). امام نمیخواهد کسی رودربایستی داشته باشد، کسی خودش را مجبور ببیند، حتی کسی خیال کند به حکم بیعت لازم است بماند؛ خیر، همهتان را آزاد کردم، همه یارانم، همه خاندانم، حتی برادرانم، فرزندانم، برادرزادگانم؛ اینها هم جز به شخص من به کسی کاری ندارند؛ امشب شب تاریکی است؛ اگر میخواهید، از این تاریکی استفاده کنید بروید و آنها هم قطعاً به شما کاری ندارند. اول از آنها تجلیل میکند: منتهای رضایت را از شما دارم، اصحابی از اصحاب