مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤ - ارزش هر یک از این عوامل
است، ایرانی میگوید از من است چون اهل بلخ است و بلخ از قدیم مال ایران بوده، روسها میگویند مال ماست برای اینکه بلخ فعلًا مال ماست، هر گروهی میگوید از ماست و همه ملتها به او افتخار میکنند- همین لباس مرا داشته است. ابوریحان بیرونی هم همینطور. پس بوعلی و ابوریحان افتخار این لباس شدهاند. شیخ انصاری، خواجه نصیرالدین طوسی و امثال اینها، هم افتخار یافتهاند به لباس روحانیت و هم افتخار دادهاند به لباس روحانیت. همچنین است در مورد یک استاد دانشگاه: برای افرادی لباس استادی افتخار است. ولی امکان دارد که یک استاد اینقدر شأنش در کار استادی و علم و تخصص و اکتشافات، بالا باشد که او برای لباس استادی افتخار باشد.
برای یک زن، زیور زینت است ولی در مورد زنی ممکن است اصلًا بگویند این، چهرهای است که او زینت میدهد به زیورها.
جملهای دارد صعصعة بن صوحان عبدی از اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام که بسیار زیباست. جناب صعصعه از اصحاب خاص امیرالمؤمنین است، از آن تربیت شدههای حسابی علی؛ مرد خطیب سخنوری هم هست. جاحظ- که از ادبای درجه اول عرب است- میگوید: «صعصعه مرد خطیبی بود، و بهترین دلیل بر خطیب بودن او این است که علی بن ابیطالب گاهی به وی میگفت: بلند شو چند کلمه سخنرانی کن». صعصعه همان کسی است که روی قبر علی علیه السلام آن سخنرانی بسیار عالی پرسوز را کرده است.
این شخص یک تبریک خلافت به امیرالمؤمنین گفته در سه چهار جمله که بسیار جالب است. وقتی که امیرالمؤمنین خلیفه شد، افراد میآمدند برای تبریک گفتن؛ یک تبریکی هم جناب صعصعه گفته است. ایستاد و خطاب به امیرالمؤمنین گفت: «زَینْتَ الْخِلافَةَ وَ ما زانتْک، وَ رَفَعْتَها وَ ما رَفَعَتْک، وَ هِی الَیک احْوَجُ مِنْک الَیها» [١]. این سه چهار جمله ارزش ده ورق مقاله را دارد. گفت: علی! تو که خلیفه شدی، خلافت به تو زینت نداد، تو به خلافت زینت بخشیدی؛ خلافت، تو را بالا نبرد، تو که خلیفه شدی مقام خلافت را بالا بردی؛ علی! خلافت به تو بیشتر احتیاج داشت تا تو به خلافت؛ یعنی علی! من به خلافت تبریک میگویم که امروز نامش روی تو گذاشته شده، به تو تبریک نمیگویم که خلیفه شدی. به خلافت تبریک میگویم که تو خلیفه شدی، نه به تو که خلیفه شدی. از این بهتر نمیشود گفت.
[١]. تاریخ یعقوبی، ج ٢/ ص ١٧٩.