مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨ - قدرت روحی اباعبداللَّه علیه السلام
گرفتند. نوحه سرایی طبیعت بشر است. انسان وقتی میخواهد درد دل خودش را بگوید به صورت نوحه سرایی میگوید؛ آسمان را مخاطب قرار میدهد، زمین را مخاطب قرار میدهد، درختی را مخاطب قرار میدهد، خودش را مخاطب قرار میدهد، انسان دیگری رامخاطب قرارمی دهد، حیوانی را مخاطب قرار میدهد. هریک از افراد خاندان اباعبداللَّه به نحوی نوحه سرایی را آغاز کردند. آقا به آنها فرموده بود تا من زنده هستم حق گریه کردن هم ندارید. من که از دنیا رفتم البته نوحه سرایی کنید.
گریه است، انسان وقتی غصه دارد باید گریه کند تا عقده دلش خالی شود. اجازه گریه کردن را بعد از این جریان یافته بودند. در همان حال شروع کردند به گریستن.
نوشتهاند حسین بن علی علیه السلام دخترکی دارد که خیلی هم این دختر را دوست میداشت؛ سُکینه خاتون که بعد هم یک زن ادیبه عالمهای شد و زنی بود که همه علما و ادبا برای او اهمیت و احترام قائل بودند. ابا عبداللَّه خیلی این طفل را دوست میداشت.
او هم به آقا فوق العاده علاقهمند بود. نوشتهاند این بچه به صورت نوحه سرایی جملههایی گفت که دلهای همه را کباب کرد. به حالت نوحه سرایی این اسب را مخاطب قرار داده است، میگوید:«یا جَوادَ ابی هَلْ سُقِی ابی امْ قُتِلَ عَطْشاناً؟» ای اسب پدرم، پدر من وقتی که رفت تشنه بود، آیا پدر من را سیراب کردند یا با لب تشنه شهید کردند؟ این در چه وقت بود؟ وقتی است که دیگر اباعبداللّه از روی اسب به روی زمین افتاده است. این جنگ با یک تیر شروع شد و با یک تیر خاتمه پیدا کرد. پیش از ظهر عاشورا که شد، بعد از آن اتمام حجتهای امام، عمر سعد کسی بود که تیری به کمان کرد و فرستاد به [١] ....
[١]. [چند ثانیهای نوار افتادگی دارد.]