مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩ - منطق امام حسین منطق شهید بود
میخواهید من بهطور خصوصی عرض کنم، بهطور خصوصی عرض میکنم.
فرمود: بگو، من از اصحاب خودم چیزی را مستور ندارم، با هم یکرنگ هستیم. قضیه را نقل کرد که آن دو نفری که دیروز شما میخواستید با آنها ملاقات کنید ولی آنها راهشان را کج کردند، من با آنها صحبت کردم، گفتند قضیه از این قرار است: کوفه سقوط کرد، مسلم و هانی کشته شدند. تا این جمله را شنید، اول اشک از چشمانش جاری شد. حالا ببینید چه آیهای را میخواند:«مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ وَ ما بَدَّلوا تَبْدیلًا» [١] (اصلًا در قرآن آیهای مناسبتر برای چنین موقعی پیدا نمیکنید.) بعضی از مؤمنین به پیمانی که با خدای خویش بستند وفا کردند. از اینهایی که وفاکننده به پیمان خویش هستند، بعضی از آنها گذشتند و رفتند شهید شدند و عده دیگر هم انتظار میکشند تا نوبت آنها بشود. یعنی ما فقط برای کوفه نیامدیم. کوفه سقوط کرد که کرد. حرکت ما که فقط معلول دعوت مردم کوفه نبوده است. این، یکی از عوامل بود که برای ما این وظیفه را ایجاب میکرد که عجالتاً از مکه به طرف کوفه بیاییم. ما وظیفه بزرگتر و سنگین تری داریم. مسلم به پیمان خود وفا کرد و کارش گذشت، پایان یافت، شهید شد؛ آن سرنوشت مسلم را ما هم پیدا کنیم.
منطق امام حسین منطق شهید بود
از نظر اینکه امام مهاجم و ثائر و انقلابی بود، منطقش با منطق مدافع و با منطق متعاون فرق میکند. منطق مدافع، منطق آدمی است که یک شئ گرانبها دارد، دزد میخواهد آن را از او بگیرد. بسا هست که اگر کشتی هم بگیرد، دزد را به زمین میزند.
ولی به این مسائل فکر نمیکند؛ آن را محکم گرفته، در میرود که دزد از او نگیرد.
کاری ندارد که حالا زورش کمتر است یا بیشتر. حساب این است که میخواهد آن را از دزد نگه دارد. ولی یک آدم مهاجم نمیخواهد فقط خودش را حفظ کند، میخواهد او را از بین ببرد ولو به قیمت شهادتش باشد. منطق امر به معروف و نهی از منکر، منطق حسین را منطق شهید کرد. منطق شهید ماورای این منطقهاست.
منطق شهید یعنی منطق کسی که برای جامعه خودش پیامی دارد و این پیام را جز با خون با چیز دیگری نمیخواهد بنویسد. خیلیها در دنیا حرف و پیام داشتند. در
[١]. احزاب/ ٢٣.