مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٥ - علل تقدّس یک نهضت
فرعونها و نمرودهاست. چنانکه میدانیم قیام ابراهیم و موسی و عیسی و رسول اکرم در برابر این قدرتهای حاکم اهریمنی بود، و همینکه شرایط نامساوی بود و یکتنه قیام میکردند و مصداقِ «کمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کثیرَةً بِاذْنِ اللَّه» بود، ارزش میدهد به این قیامها.
عجیب است که برخی مثل نویسنده شهید جاوید برای اینکه قیام امام حسین را موجّه جلوه دهند، سعی میکنند به نحوی ثابت کنند که مردم کوفه واقعاً قدرتی بودند و قابل اعتماد بودند، درصورتی که عظمت قیام حسینی در این است که [امام] یکتنه قیام کرد ولی اثر روحی و روانیاش درحدی بود که جهانِ آن روز را تکان داد و اثرش هنوز باقی است.
عامل سوم مربوط است به درجه روشن بینی، به درجه آگاهی اجتماعی و به درجه جهت شناسی و به درجه خُبرویت، مانند یک پزشک آگاه که هم بیماری را میشناسد و هم راه علاج را، هم به نوع خواب ملت آگاه است و هم به کیفیت بیدار کردن. این است که این نهضت توأم است با یک بینش و درک قوی و یک بصیرت خارق العاده و نافذ و یک دوربینی زیاد که طبق مثل معروف: در خشت میبیند آن چیزی را که دیگران در آئینه نمیبینند؛ به اصطلاح قیام پیش رس (نه زودرس). اعلام خطری است قبل از آنکه دیگران خطر را احساس کنند.
عمده مطلب این بود که یک جریان پشت پردهای آن روز امویان داشتند که امام حسین آن را رو کرد و به روی پرده آورد. حتی شرابخواری یزید هم از نظر وسایل آن روز، یک جریان پشت پرده بود که بعدها به روی پرده آمد. ابوسفیان طرح یک سیاستی را در خانه عثمان [ریخت] که فوق العاده خطرناک بود، گفت:«یا بَنی امَیةَ تَلَقَّفوها تَلَقُّفَ الْکرَةِ وَ لِتَصیرَنَّ الی اوْلادِکمْ وِراثَةً (ظاهراً نظرش این بود که با پشتوانه دینی و جعل احادیث، این امر را موروثی کنند) اما وَالَّذی یحْلِفُ بِهِ ابوسُفْیانَ ...». جمله امام حسین:«وَ عَلَی الْاسْلامِ السَّلامُ اذْ قَدْ بُلِیتِ الْامَّةُ بِراعٍ مِثْلِ یزیدَ» شاید ناظر است به عملی شدن فکر ابوسفیان.
اینکه امام حسین به اثر کارش ایمان داشت و مکرر میگفت: بعد از من اینها سرنگون خواهند شد، دلیل دیگری بر درک قوی آن حضرت بود.