مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٠ - نیروی اجتماعی علی علیه السلام و برنامه مبارزه معاویه با آن
ستارهای است که در تاریکی شب در آسمان سعادت بشر طلوع میکند، نهضتی است که مورد تصویب عقلای قوم! قرار نمیگیرد.
یکی از افتخارات نهضت حسینی همین است که عقلای قوم! آن را تصویب نمیکردند ولی از آن جهت که فوق نظر عقلا بود نه دون نظر آنها. عرفا که از آن جنبه عرفانی جنبه فوق عقل آن را درنظر گرفتهاند، به آن نام «مکتب عشق» دادهاند و همچنین است منطق شعرای مرثیه سرای ما، و خیلی جنبه ایده آلیستی به آن دادهاند.
درست است که مکتب عشق الهی است، علی علیه السلام هم فرمود:«مُناخُ رُکابٍ وَ مَصارِعُ عُشّاقٍ» [١]، ولی چرا این عشق و سلوک در صحنهای مثل صحنه کربلا ظهور کرد؟
برای خداوند، برای این معشوق که فرقی نمیکند. آری، رضای خدا در فداکاری در راه دین، در راه سعادت بشر، در راه قیام بالقسط است که هدف پیغمبران است. چرا عرفای ما اگر عاشق صادق هستند عشقبازیهای خود را فقط در مجالس سماع به ثبوت رساندند؟! عشق حسین البته عشق الهی است و عشق صادق و راستین است، تنها در مجالس سماع اظهار نشده است.
پس افتخار قیام حسینی این است که کسانی مانند ابن عباس [آن را] تصویب نمیکردند. مطلق قیامهای مقدس بشر که در میان تاریکیها مانند شعلهای ظاهر میشود، مورد تصویب دیگران نیست. در زمان خود ما اگر کسی مثلًا به قدرتهای روحانی ما که در غیر راه خدا مصرف میشود، اعتراض کند و بالأخره در مطلق مواردی که قوای اهریمنی تسلط کامل پیدا کرده [اگر] کسی اعتراض کند و ایراد بگیرد و قیام کند، عقلا به او ایراد میگیرند، او را کج سلیقه میخوانند! این سلیقه چیست و مقیاس استقامت و اعوجاجش چیست؟.
چه خوب تعبیری دارد امیرالمؤمنین درباره پیغمبر اکرم که میفرماید:«ارْسَلَهُ عَلی حینِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ ... وَ الدُّنْیا کاسِفَةُ النُّورِ» [٢]. قرآن درباره قیام ابراهیم علیه السلام میفرماید:«وَلَقَد اتَینا ابْراهیمَ رُشْدَهُ» [٣] (از کلمه «رشد» معلوم میشود که ابراهیم چیزی را احساس میکرد که دیگران احساس نمیکردند) تا آنجا که میگوید:«قالوا حَرِّقوهُ وَانْصُرُوا
[١]. نفس المهموم، ص ١١٠.[٢]. نهج البلاغه، خطبه ٨٧. [او را به هنگامی فرستاد که جهان از وجود پیامبر خالی بود ... و دنیا نورش به خاموشی گراییده بود.][٣]. انبیاء/ ٥١.