مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٥ - اما از لحاظ امام حسین علیه السلام
امام هم خیلی عاقلانه و مدبّرانه عمل کرد: اول به نامههای آنها جواب داد. چندین بار پیک رد و بدل شد. ابتدا نمایندهای از طرف خودش فرستاد. مسلم هم سیاست علوی را به کار برد یعنی بدون هیچ نوع نیرنگ و اغفالی در کمال صراحت با مردم عمل کرد، نه پولی از مردم گرفت و نه پولی در میان رؤسا تقسیم کرد، همان سیاستی که حاضر نیست هدف را فدای وسیله کند. امام که امتناع از بیعتش قطعی و همچنین تصمیم به اعتراضش قطعی بود، به آنها جواب مساعد داد. علت اینکه از مکه در آن وقت حرکت کرد یکی این بود که فرصت خوبی بود، دیگر اینکه خطر بزرگی پیش آمده بود. فرصتْ این بود که در روز هشتم ذی الحجة که همه مردم عازم عرفات و انجام اعمال حجاند، او حرکت میکند. این عمل، مردم مسلمان را به فکر وا میدارد که چه موضوع مهمی پیش آمده که فرزند پیغمبر از انجام عمل حج منصرف و به طرف دیگر میرود. این عمل به اصطلاح ژست بسیار عالی بود. اما خطر مطلب این بود که خطر کشته شدن در ضمن اعمال حج داشت. به نقل سرمایه سخن عمروبن سعیدبن العاص با لشکری مأمور شده بود حسین علیه السلام را در همان مکه بکشد. خودش به فرزدق گفت: اگر بیرون نمیآمدم کشته میشدم. در منتخب طریحی نوشته است که سی نفر مأموریت مخفیانه یافته بودند که حسین علیه السلام را ضمن اعمال حج بکشند (و بعد هم تحت عنوان مشاجره شخصی قضیه را لوث کنند و یا مثل سعدبن عُباده بگویند جنها او را کشتند). پس به هر حال اگر دعوت اهل عراق هم نبود، موسم حج و ازدحام حج خطر کشته شدن برای امام حسین داشت و امام مصمم بود که ایام حج در مکه نماند. او که نمیتوانست با لباس احرام مسلّح شود. بعلاوه توهین عظیمی بود برای بیت اللَّه که پس از پنجاه سال که از وفات پیغمبر گذشته است، فرزند پیغمبر را در محیط «وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً» بکشند. علیهذا حرکت امام حسین در آن وقت از مکه به جای دیگر ضروری به نظر میرسید. اگر از دعوت اهل عراق هم صرف نظر بکنیم، جایی دیگر که از عراق برای امام حسین بهتر باشد وجود نداشت.
ز. امام حسین از لحاظ عامل دوم یعنی انجام وظیفه اصلاح در امت اسلامیه، کشته شدن خود را مفید میدید؛ احساس میکرد موقعیت طوری است که اگر کشته بشود نفله نشده است.
میتوانیم مطلب را به صورت جامعتر و کاملتری بیان کنیم. در حادثه کربلا