مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٤ - سخن علی علیه السلام
سخنگویی و سخن سرایی و سخنرانی و در مقام زبان، دایرهاش از همه چیز وسیعتر است؛ یعنی در مقام سخن، میدانی به اندازه میدان حق باز نیست. اگر انسان بخواهد سخنرانی کند، بخواهد حرف بزند، از هر موضوعی بیشتر در اطراف حق میشود حرف زد. اما در مقام عمل، میدانی از میدان حق تنگتر نیست. آنوقت است که انسان میبیند چقدر مشکل است! همان که آنقدر میتوانست در اطراف حق حرف بزند، موقع عمل که میرسد میبیند برداشتن یک گام هم مشکل است.
اینجا هم قرآن بعد از آنکه میگوید:«التّائِبونَ الْعابِدونَ الْحامِدونَ السّائِحونَ الرّاکعونَ السّاجِدونَ» میگوید:«الْامِرونَ بِالْمَعْروفِ وَالنّاهونَ عَنِ الْمُنْکرِ» اینها هستند که در راه اشاعه خیر قدم برمیدارند، در راه مبارزه با شر و فساد قدم برمیدارند، و اینها هستند تنها کسانی که چنین صلاحیتی را دارند.«وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ» در اینجا به مؤمنین نوید و بشارت بده که اگر تائب، عابد، سائح، راکع و ساجد شدند و پس از آن آمر به معروف و ناهی از منکر شدند، آنگاه موفق خواهند شد. اما اگر همه آنها را داشتند ولی امر به معروف و نهی از منکر را نداشتند، به جایی نخواهند رسید. اگر امر به معروف و نهی از منکر را داشتند اما آمرین به معروف و ناهین از منکر، خودشان آلوده بودند و توبه فرمایان خود توبه کمتر کردند باز هم به جایی نخواهند رسید.
امیرالمؤمنین فرمود:«لَعَنَ اللَّهُ الْامِرینَ بِالْمَعْروفِ التّارِکینَ لَهُ، وَالنّاهینَ عَنِ الْمُنْکرِ الْعامِلینَ بِهِ» [١] خدا لعنت کند آن مردمی را که امر به معروف میکنند و خودشان برخلاف آن معروف عمل میکنند، و آن مردمی را که نهی از منکر میکنند و خودشان همان منکراتی را که نهی میکنند مرتکب میشوند. یعنی آن آمرین به معروف و ناهون عن المنکری که «التّائِبون» نیستند، «الْعابِدون» نیستند، «الْحامِدون» نیستند، «السّائِحون» نیستند، «الرّاکعون» نیستند، «السّاجِدون» نیستند، هنوز این مراحل و منازل را طی نکرده میخواهند آمر به معروف و ناهی از منکر باشند، خدا چنین مردمی را لعنت کند.
عرفا اصطلاحی دارند، مدعی هستند که سالکان چهار سیر مختلف دارند:
١. سیر من الخلقِ الی الحقّ، یعنی سیر از خلق و طبیعت به سوی خداوند.
٢. سیر بالحقّ فی الحقّ، سیر در خداوند یعنی کشف معارف الهی.
٣. سیر من الحقّ الی الخلق، سیر از خداوندبه سوی خلق، یعنی آمدن برای ارشادمردم.
[١]. نهج البلاغه، خطبه ١٢٩.