مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٩ - مقدمات ولایتعهد یزید
رجل إلّا علی نفسه». بعد به رئیس شُرطه امر کرد که بالای سر هر کدام از اینها دو نفر مسلح بگذارد و دستور داد که هر کدام از اینها که در پای منبر من سخنی به تصدیق یا تکذیب بگوید گردنش را بزن [١] بعد از این مقدمه معاویه به منبر رفت و بعد از حمد و ثنای پروردگار! [گفت:] این جماعت، بزرگان مسلمین و نیکان مسلمین میباشند. هیچ کاری بدون رأی و نظر و عقیده اینها انجام نمیشود و بدون مشورت اینها کاری نباید انجام شود. اینها عقیده دارند که با یزید بیعت شود و خودشان هم بیعت کردند:«هؤلاءِ الرَّهط سادة المسلمین و خیارهم لایبرم أمر دونهم و لا یقضی إلّاعلی مشورتهم، و إنَّهم قد رضوا و بایعوا لیزید، فبایعوه علی اسم اللَّه. فبایع النّاس!» [٢].
معاویه در عین حال میدانست که این بیعت، اساسی ندارد. لهذا وصیت کرد به یزید که بعد از مردنش از اینها بیعت بگیرد- به ترتیبی که در نفس المهموم هست- ولی یزید که جوان و بیتجربه بود و مستشارهایی مثل مستشارهای پدرش از قبیل عمروعاص و زیاد و مغیره نداشت، در عمل خشونت کرد و در نامهای که به ولیدبن عتبة بن ابی سفیان عامل آن وقت مدینه نوشت، اینطور نوشت: «خُذْ حُسَیناً وَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ وَ عَبْدَاللَّهِ بْنَ الزُّبَیرِ بِالْبَیعَةِ اخْذاً شَدیداً» [٣]. ولید فرستاد دنبال مروان برای مشورت، الی آخر.
[١]. انتخاب آزاد! بی شباهت به انتخابات زمان ما نیست. هم میخواست یزید را به ولایتعهد نصب کند و هم میخواست از مردم بیعت بگیرد. در آن وقت قانونی نبود که اگر خلیفه کسی را در زمان حیات به ولایتعهد نصب کرد، بعد از مردنش او خلیفه است- استثناء در مورد عمر عملی شد- ناچار میبایست پای مردم را هم به میان بکشند و از مردم بیعت بگیرند. بیعت آن روز مثل رأی دادن امروز بود یعنی عمل و انتخابی بود از مردم. معاویه به زور میخواست رأی بگیرد. در زمان ما نیز که حکومت به حسب قانون مشروطه است وکیل باید انتخاب شود ولی چماق بالای سر رأی دهندههاست و چون تمدن بالارفته و رأی نوشتن و صندوق به میان آمده یعنی ابزارها عوض شده- نه روحیهها- گاهی صندوق را میدزدند و رأیها را عوض میکنند.
[اشاره به زمان رژیم منفور پهلوی.]
[٢]. ابوالشهداء، ص ٣٢.[٣]. [از حسین علیه السلام و عبداللَّه بن عمر و عبداللَّه بن زبیر با شدت بیعت بگیر.]