مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٤ - علل تقدّس یک نهضت
خاص محیط است [١]. چراغ در روز روشن هیچ ارزشی ندارد و در شب مهتاب و هوای صاف و آسمان پرستاره ارزش کمی دارد ولی در تاریکی مطلق که چشم چشم را نمیبیند، ارزش زیادی دارد؛ مانند آبی است که در بیابان بر تشنهای ببارد یا بارانی است که در شدت بیآبی و خشکی و عطش محصول، از ابر فرو ریزد. و به عبارت دیگر عامل دوم نوع قدرتی است که با آن درگیر شدهاند؛ در مقابل فرعونها، نمرودها، «انَارَبُّکمُ الْاعْلی» ها، مغرورها، مستبدها، خونخوارها که از شمشیرشان خون میچکد.
پیغمبر اکرم فرمود:«افْضَلُ الْاعْمالِ (یا: افْضَلُ الْجِهادِ) کلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ امامٍ جائِرٍ». در شرایطی که آزادی وجود دارد، دم از آزادی زدن هنر نیست ولی در شرایطی که استبداد و جور در نهایت قدرت حکومت میکند، نفسها در سینهها حبس شده است، زبان را از پشت گردن بیرون میآورند، دستها و پاها بریده میشود، سرها بر نیزهها بلند میشود، یأس مطلق حکمفرماست و به تعبیر امیرالمؤمنین «... یظُنَّ الظّانُّ أنَّ الدُّنْیا مَعْقولَةٌ عَلی بَنی امَیةَ» [٢] [آری، در چنین شرایطی دم از آزادی زدن هنر است]. میفرماید:«الا وَ انَّ اخْوَفَ الْفِتَنِ عِنْدی عَلَیکمْ فِتْنَةُ بَنی امَیةَ، فَانَّها فِتْنَةٌ عَمیاءُ مُظْلِمَةٌ عَمَّتْ خُطَّتُها وَ خُصَّتْ بَلِیتُها وَ اصابَ الْبَلاءُ مَنْ ابْصَرَ فیها وَ اخْطَأَ الْبَلاءُ مَنْ عَمِی عَنْها. وَ ایمُ اللَّهِ لَتَجِدُنَّ بَنی امَیةَ لَکمْ ارْبابَ سَوْءٍ بَعْدی کالنّابِ الضَّروسِ، تَعْذِمُ بِفَمِها وَ تَخْبِطُ بِیدِها وَ تَزْبِنُ بِرِجْلِها وَ تَمْنَعُ دَرَّها، لایزالونَ بِکمْ حَتّی لایتْرُکوا مِنکمْ الَّا نافِعاً لَهُمْ اوْ غَیرَ ضائِرٍ بِهِمْ، وَ لا یزالُ بَلاؤُهُمْ عَنْکمْ حَتّی لا یکونَ انْتِصارُ احَدِکمْ مِنْهُمْ الَّا کانْتِصارِ الْعَبْدِ مِنْ رَبِّهِ» [٣].
از این نظر، ارزش قیام از جنبه شهامت و حقیرشمردن دژخیمان و ستمگران و
[١]. قبلًا گفتیم این گونه قیامها برقی است در میان ظلمتها، شعله مقدسی است در میان اختناقها و استبدادها و ظلمها، ستارهای است که در تاریکی شب برای گمراهان طلوع میکند، بلکه مظهر عشق است نه عقل حسابگر عادی آشی و معاشی.[٢]. نهج البلاغه، خطبه ٨٥. [گمان کننده گمان میکند که دنیا مسخّر بنی امیه شده است.][٣]. نهج البلاغه، خطبه ٩١. [هان که بیمناکترین فتنهها بر شما از نظر من فتنه بنی امیه است، که آن فتنه کور و تاریکی است که دامنه آن فراگیر و همگانی و گرفتاری آن ویژه افراد خاصی است. بلای آن به کسی رسد که بینا و آگاه باشد و به هر که کور و بیتفاوت باشد راه پیدا نکند. به خدا سوگند پس از من بنی امیه را زمامداران بدی خواهید یافت مانند شتر پیر و چموشی که با دهانش گاز گیرد و با دستش بکوبد و با پایش لگد زند و از دوشیدن شیرش جلوگیری کند. و اینان پیوسته به دنبال شما باشند تا جایی که کسی از شما را باقی نگذارند مگر آنکه به حال آنان سودمند است یا برایشان زیانی ندارد. و پیوسته گرفتاری آنان بر شما باقی است تا آنجا که دادخواهی شما از آنها نیست مگر مانند دادخواهی بنده از ارباب خودش].