مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٢ - جامعیت اسلام در نهضت حسینی
حال غلط.
برداشت امثال دعبل خزاعی از نهضت اباعبداللَّه، به تناسب زمان فقط جنبههای پرخاشگری آن است. برداشت محتشم کاشانی جنبههای تأثّرآمیز، رقّتآور و گریهآور آن است. برداشت عُمّان سامانی یا صفی علیشاه از این نهضت، برداشتهای عرفانی، عشق الهی، محبت الهی و پاکبازی در راه حق است که اساسی ترین جنبههای قیام حسینی جنبه پاکبازی او در راه حق است. همه این برداشتها درست است ولی به عنوان یکی از جنبهها. او که از جنبه حماسی گفته، او که از جنبه اخلاقی گفته، او که از جنبه پند و اندرز گفته، همه درست گفتهاند ولی برداشت هر یک، از یک جنبه و عضو این نهضت است نه از تمام اندام آن.
وقتی بخواهیم به جامعیت اسلام نظر بیفکنیم باید نگاهی هم به نهضت حسینی بکنیم. میبینیم امام حسین علیه السلام کلیات اسلام را در کربلا به مرحله عمل آورده، مجسم کرده است ولی تجسم زنده و جاندار حقیقی و واقعی، نه تجسم بیروح. انسان وقتی در حادثه کربلا تأمل میکند، اموری را میبیند که دچار حیرت میشود و میگوید اینها نمیتواند تصادفی باشد. و سرّ اینکه ائمّه اطهار اینهمه به زنده نگه داشتن و احیای این خاطره توصیه و تأکید کرده و نگذاشتهاند حادثه کربلا فراموش شود، این است که این حادثه یک اسلام مجسم است؛ نگذارید این اسلام مجسم فراموش شود.
ما در حادثه کربلا به جریان عجیبی برخورد میکنیم و آن اینکه میبینیم در این حادثه مرد نقش دارد، زن نقش دارد، پیر و جوان و کودک نقش دارند، سفید و سیاه نقش دارند، عرب و غیرعرب نقش دارند، طبقات و جنبههای مختلف نقش دارند.
گویی اساساً در قضا و قدر الهی مقدّر شده است که در این حادثه نقشهای مختلف از طرف طبقات مختلف ایفا بشود، یعنی اسلام نشان داده بشود. اینکه عرض میکنم زن نقش دارد، منحصر به زینب (سلام اللَّه علیها) نیست. در این زمینه داستانها داریم. ما در کربلا یک زن شهید داریم و آن، زن جناب عبداللَّه بن عمیر کلبی است. دو زن دیگر داریم که رسماً وارد میدان جنگ شدهاند ولی ابا عبداللَّه مانع شد و به آنها امر فرمود که برگردید و آنها برگشتند. مادرهایی ناظر شهادت فرزندانشان بوده و این را در راه خدا به حساب آوردهاند. همچنین ما در کربلا پانزده نفر به نام موالی [١] میبینیم، مخصوصاً
[١]. «مولی» از لغاتی است که در زبان عربی معانی متعددی دارد. گاهی به معنی آزاده شده و بسیاری اوقات به معنی کسی است که با شخص یا قوم دیگر عقد ولاء داشته باشد، یعنی هم پیمان شده که مجاور آنها باشد یا از یکدیگر دفاع کنند. اگر میگفتند فلان کس از موالی است، یعنی از کسانی است که هم پیمان است. اینکه میگویند مولی یعنی برده، درست نیست. وقتی میگویند اعراب ایرانیان را «موالی» میخواندند، مسلّماً منظور بردگان نبوده است؛ به ایرانیان که برده نمیگفتند.