مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٣ - حوادث معمّاوَش صدر اسلام و اینکه چطور شد امت پیغمبر به قتل فرزند پیغمبر اقدام کردند؟
خود قرآن به وجود منافقین که پارازیت میدادند و میگفتند:«غَرَّ هؤُلاءِ دینُهُمْ» [١] و میگفتند:«انُؤْمِنُ کما امَنَ السُّفَهاءُ» [٢] اعتراف دارد، و از اهتمام زیاد قرآن به منعکس کردن قضایای منافقین معلوم میشود قرآن میخواهد مسلمین را از خطر مهمی پرهیز دهد [٣] عبداللَّه بن سلول، رأس و رئیس منافقین مدینه بود. قرآن از «مؤلّفة قلوبهم» نام میبرد، کسانی که خواه ناخواه جزء اجتماع اسلامی شدهاند و باید از آنها نگاهداری کرد و مقداری از بودجه عمومی زکوات و صدقات را به آنها داد تا تدریجاً ایمان در آنها قوّت بگیرد و یا لااقل در نسلهای بعدی، اسلام واقعی پیدا شود ولی نباید آنها را در کارهای حساس دخالت داد. پیغمبر صلی الله علیه و آله خُلق کریم خود را از احدی دریغ نمیداشت حتی از منافقین و مؤلفة قلوبهم، ولی روش محتاطانه خود را از دست نمیداد. تا پیغمبر زنده بود، امویهای ضعفاء الایمان و مؤلفة القلوب و یا منافق جای پایی پیدا نکردند ولی مع الاسف بعد از پیغمبر تدریجاً پستهای حساس را اشغال کردند، مخصوصاً در زمان عثمان. مروان و پدرش که طرید [٤] رسول اللَّه بودند، در زمان عثمان عودت داده شدند و حال آنکه دو خلیفه پیشین شفاعت عثمان را برای برگرداندن آنها به مدینه قبول نکردند، و همان مروان سبب اصلی فتنهها و قتل عثمان شد.
امویها بعد از حکومت عثمان، بر بیت المال و مناصب دست یافتند؛ دو عامل ثروت و مناصب را در دست گرفتند. فقط یک عامل قوی و نیرومند را کسر داشتند که دیانت بود. بعد از قتل عثمان، معاویه با یک طرّاری و زبردستی عجیبی بر این عامل هم دست یافت و آن را هم استخدام کرد و اینجا بود که توانست سپاهی به نام دین و با نیروی دین علیه شخصی مانند علی بن ابیطالب علیه السلام تجهیز کند. معاویه بعدها در زمان خلافتش با اجیر کردن روحانیون امثال ابوهریره کاملًا عامل روحانیت را علاوه بر عامل دیانت استخدام کرد و به این اعتبار چهار عامل شد: عامل سیاست و پستهای سیاسی، عامل ثروت، عامل دیانت، عامل روحانیت و طبقه روحانیین.
حیف و میل کردن بیت المال و دست به دست کردن مناصب به وسیله امویها در
[١]. انفال/ ٤٩.[٢]. بقره/ ١٣.[٣]. از شجاعتهای قرآن یکی منعکس کردن منطق مخالفین از کفار و منافقین است، و زیاد هم هست.[٤]. [مطرود، رانده شده]