مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٩ - حماسه حسینی
یب. الا وَ انَّ الدَّعِی ابْنَ الدَّعِی ....
یج. لا اعْطیکمْ بِیدی ....
٦. توجه به اینکه جنگ، جنگ عقیده و ایده بود نه شخص.
٧. توجه به اینکه حماسه حق پرستی آن است. عَلامَةُ الْایمانِ انْ تُؤْثِرَ الصِّدْقَ حَیثُ یضُرُّک ... پرهیز از حیله و تزویر، و اتکاء به کرامت نفس.
٨. آنچه وجود دارد یک جاذبه واقعی حسینی است. پول خرج کردنها ...
انَّ لِقَتْلِ الْحُسَینِ حَرارَةً فی قُلوبِ الْمُؤْمِنینَ لا تَبْرُدُ ابَداً [١].
٩. مکتب حسینی باید مکتب تجدید حیات اسلام باشد.
* یا مظلوم، وای غریب، وای بیپدر! باید حذف شود.
١٠. مسأله شهید، ارزش شهید، ارزش خون شهید. هر شهادتی نورانیت در اجتماع به وجود میآورد.
١١. کلید شخصیت.
١٢. او هرگز از روزگار شکایت نکرد.
١٣. یکی از اصول تربیت این است که در روح افراد حماسه به وجود بیاورد، ولی البته حماسه الهی نه نژادی و ملی، یعنی حماسهای نسبت به خیر و نیکی، نسبت به سنن سالم اجتماع. و بهطور کلی شهید حماسه آفرین است. (وَ انْ کانَ الّا فَلْیکنْ تَعَصُّبُکمْ فی مَحامِدِ الْخِصالِ) [٢].
١٤. اجتماع وقتی روی پای خود میتواند بایستد که در روح افراد، حماسه و احساس شخصیت وجود داشته باشد، فلسفه مستقلی در زندگی داشته باشد و به آن ایمان و اتکاء داشته باشد.
١٥. رابطه مکر و حیله با ضعف و ناتوانی در انسان و حیوان، و رابطه کرامت نفس
[١]. مستدرک الوسائل، ج ٢/ ص ٢١٧. [از قتل حسین در دلهای مؤمنان حرارتی است که هرگز به سردی نگراید.][٢]. در نهج البلاغه خطبه ١٩٠ (قاصعه) این جمله چنین است:«فان کان لابد من الْعصبیة فلیکن تعصبکم لمکارم الخصال و محامد الافعال ...». [پس اگر ناچار از تعصب هستید باید تعصب شما در جهت صفات عالی انسانی و کارهای پسندیده باشد.]