مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٥ - اصحاب حسین هیچ کدام پناه به دشمن نبرد ولی از دشمن به خود ملحق کردند
ابوریحان بیرونی در الآثارالباقیه به نقل نفس المهموم گفته و همچنین دیگران، ولی فاجعه عظیم و شاید عظیمتر از این در دنیا زیاد بوده. خود فاجعه مدینه کمتر از فاجعه کربلا نبوده. عظمت مطلب از لحاظ سیدالشهداء و یاران آن حضرت است، نه از لحاظ ابن زیاد و ابن سعد و اتباع و اشیاع آنها؛ عظمتِ سعادت است نه عظمتِ شقاوت. کربلا بیش از آن اندازه که نمایشگاه شقاوت و بدی و ظهور پلیدی بشر باشد، نمایشگاه روحانیت و معنویت و اخلاق عالی و انسانیت است ولی اهل منبر کمتر به آن جنبه توجه دارند؛ و به عبارت دیگر در این قضیه از آن جنبه باید نگاه کرد که اباعبداللَّه و اباالفضل و زینب قهرمان داستانند نه از آن جهت که شمر و سنان قهرمان داستانند.
چرا حُر تغییر روحیه داد؟
گفته شده که یک علت اینکه حر گروید به سیدالشهداء، این است که مدت زیادی همراه حضرت بود و از نزدیک او را شناخت.
اصحاب حسین هیچ کدام پناه به دشمن نبرد ولی از دشمن به خود ملحق کردند
یکی از مظاهر قوّت و کمال نهضت حسینی این است که آنها با آنهمه شدت و گرفتاری، هیچ کدامشان ملحق به دشمن نشد ولی توانستند از لشکر غالب طرف مقابل دل بربایند چنانکه حر و سی نفر دیگر را دل ربودند. و شاید علت اینکه اباعبداللَّه اصرار داشت که هر که رفتنی است برود، این بود که میخواست نمایشگاهش کامل باشد و در میان آنها ضعیفی وجود نداشته باشد که درگیراگیر کار سستی نشان دهد.
این جهت در بدر و صفّین عیب زیادی نداشت ولی در کربلا عیب داشت، چون بنای کار کربلا بر گذشت و فداکاری بود. معمولًا غالب از مغلوب میرباید نه مغلوب از غالب؛ و این بدان جهت است که از لحاظ روحی اینها غالب بودند و آنها را شکست و تحت تأثیر قرار داده بودند.