مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧ - عامل دعوت مردم کوفه
آخر ماه رجب که اوایل حکومت یزید بود، برای امتناع از بیعت از مدینه خارج میشود و چون مکه حرم امن الهی است و در آنجا امنیت بیشتری وجود دارد و مردم مسلمان احترام بیشتری برای آنجا قائل هستند و دستگاه حکومت هم مجبور است نسبت به مکه احترام بیشتری قائل شود، به آنجا میرود- روزهای اولی است که معاویه از دنیا رفته و شاید هنوز خبر مردن او به کوفه نرسیده- نه تنها برای اینکه آنجا مأمن بهتری است بلکه برای اینکه مرکز اجتماع بهتری است.
در ماه رجب و شعبان که ایام عمره است، مردم از اطراف و اکناف به مکه میآیند و بهتر میتوان آنها را ارشاد کرد و آگاهی داد. بعد موسم حج فرا میرسد که فرصت مناسبتری برای تبلیغ است. بعد از حدود دو ماه نامههای مردم کوفه میرسد. نامههای مردم کوفه به مدینه نیامد و امام حسین نهضتش را از مدینه شروع کرده است. نامههای مردم کوفه در مکه به دست امام حسین رسید، یعنی وقتی که امام تصمیم خود را بر امتناع از بیعت گرفته بود و همین تصمیم، خطری بزرگ برای او به وجود آورده بود.
(خود امام و همه میدانستند که نه اینها از بیعت گرفتن دست برمیدارند و نه امام حاضر به بیعت است.) بنابراین دعوت مردم کوفه عامل اصلی در این نهضت نبود بلکه عامل فرعی بود، و حداکثر تأثیری که برای دعوت مردم کوفه میتوان قائل شد این است که این دعوت از نظر مردم و قضاوت تاریخ در آینده فرصت به ظاهر مناسبی برای امام به وجود آورد.
کوفه ایالت بزرگ و مرکز ارتش اسلامی بود [١]. این شهر که در زمان عمربن الخطّاب ساخته شده، یک شهر لشکرنشین بود و نقش بسیار مؤثّری در سرنوشت کشورهای اسلامی داشت، و اگر مردم کوفه در پیمان خود باقی میماندند احتمالًا امام حسین علیه السلام موفق میشد. کوفه آنوقت را با مدینه یا مکه آنوقت نمیشد مقایسه کرد، با خراسان آنوقت هم نمیشد مقایسه کرد؛ رقیب آن فقط شام بود. حداکثر تأثیر دعوت مردم کوفه، در شکل این نهضت بود یعنی در این بود که امام حسین از مکه حرکت کند و آنجا را مرکز قرار ندهد (البته خود مکه اشکالاتی داشت و نمیشد آنجا را مرکز قرار داد)، پیشنهاد ابن عباس را برای رفتن به یمن و کوهستانهای آنجا را پناهگاه قراردادن نپذیرد، مدینه جدّش را مرکز قرار ندهد، به کوفه بیاید. پس دعوت مردم کوفه در یک
[١]. در کشور اسلامی آن روز دو مرکز نیرو وجود داشت: کوفه و شام.