مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٣ - فلسفه دستور ائمه اطهار علیهم السلام
خود پیغمبر هستند. اگر گفتند فلان مسلمان در جنگی که مثلًا در روم یا ایران کرد آن مقدار شهامت و ایمان نشان داد، آن قدر دلیل بر حقانیت پیغمبر نیست که بگویند فرزند پیغمبر چنین کرد؛ چون میگویند همیشه خاندان یک نفر، از هرکس دیگر سوء ظن و بدگمانیاش به او بیشتر است. ولی وقتی که خاندان پیغمبر را میبینیم که در نهایت صفا و ایمان هستند، بهترین گواه بر صدق این پیغمبر است. هیچ کس مانند علی علیه السلام با پیغمبر نبوده است، با پیغمبر بزرگ شده است، و هیچ کس هم مانند علی مؤمن به این پیغمبر و فدایی این پیغمبر نیست. این خودش ادلّ دلیل بر صدق این پیغمبر است. حسین فرزند این پیغمبر است. وقتی که ایمان خودش را به تعلیمات او نشان میدهد پیغمبر جلوه میکند و پیغمبر در عالم متجلی میشود. [مردم میگویند] ببینید [این پیغمبر] چقدر راستگوست که فرزندش وقتی سر دوراهی قرار میگیرد: در یک طرف مال و ثروت هست، وعده هست، هزار جور خوشی هست، همه گونه وعدهها به او میدهند، ولی در آنجا حقیقت و دین از میان رفته است، مظلومها زیاد هستند، ثروتهای ملتها همه در اختیار یک افراد خاصی قرار گرفته است؛ آن طرف دیگر را نگاه میکنند، در آنجا کشته شدن هست، شهید شدن جوانان هست، اسیر شدن زن و فرزند هست، تشنگی هست، تیر و شمشیر هست، ولی حق زنده شد، حقیقت زنده شد، عدالت زنده شد، اسلام زنده شد؛ میبینند فرزند پیغمبر این راه را در پیش میگیرد. از اینجا میفهمند این پیغمبر چقدر راستگو بود!.
آن چیزهایی که بشر همیشه به زبان میآورَد ولی در عمل کمتر دیده میشود، در وجود حسین دیده میشود؛ چطور؟ روح بشر این مقدار شکست ناپذیر باشد؟
سبحان اللَّه! بشر به کجا میرسد، روح بشر چقدر شکست ناپذیر میشود که بدنش قطعه قطعه میشود، جوانانش جلوی چشمش قلم قلم میشوند، در منتها درجه تشنه میشود که حتی به آسمان که نگاه میکند به نظرش تیره و تار است. خاندانش را میبیند که الآن دارند اسیر میشوند. هرچه دارد از دست داده است، ولی یک چیز برای او باقی مانده و آن روحش است. روحش هرگز شکست نمیخورد، یک ذره شکست نمیخورد. شما یک چنین صحنه نمایشی از فضائل انسانیت، در غیر کربلا سراغ دارید که آنوقت بگوییم به جای کربلا از آن حادثه یاد کنید؟.
پس چنین حادثهای را باید زنده نگه داشت. حادثهای که یک جمعیت هفتاد و دو نفری، از نظر روحی یک جمعیت سی هزار نفری را شکست دادند. چطور شکست