مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩ - عامل امر به معروف و نهی از منکر
بیرون آمدی؟ معنی سخنش این بود که تو در مدینه جای امنی داشتی، آنجا در حرم جدّت کنار قبر پیغمبر کسی متعرض نمیشد، یا در مکه کنار بیت اللَّه الحرام میماندی.
اکنون که بیرون آمدی برای خودت خطر ایجاد کردی. فرمود: اشتباه میکنی؛ من اگر در سوراخ یک حیوان هم پنهان شوم، آنها مرا رها نخواهند کرد تا این خون را از قلب من بیرون بریزند. اختلاف من با آنها اختلاف آشتی پذیری نیست. آنها از من چیزی میخواهند که من به هیچ وجه حاضر نیستم زیر بار آن بروم. من هم چیزی میخواهم که آنها به هیچ وجه قبول نمیکنند.
عامل امر به معروف و نهی از منکر
عامل سوم، امر به معروف است. این نیز نصّ کلام خود امام است. تاریخ مینویسد:
محمّدبن حنفیه برادر امام در آن موقع دستش فلج شده بود، معیوب بود، قدرت بر جهاد نداشت و لهذا شرکت نکرد. امام وصیتنامهای مینویسد و آن را به او میسپارد:
«هذا ما اوْصی بِهِ الْحُسَینُ بْنُ عَلِی اخاهُ مُحَمَّداً الْمَعْروفَ بِابْنِ الْحَنَفِیةِ». در اینجا امام جملههایی دارد: حسین به یگانگی خدا، به رسالت پیغمبر شهادت میدهد (چون امام میدانست که بعد عدهای خواهند گفت حسین از دین جدّش خارج شده است) تا آنجا که راز قیام خود را بیان میکند:
انّی ما خَرَجْتُ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً، انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فی امَّةِ جَدّی، اریدُ انْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهی عَنِ الْمُنْکرِ وَ اسیرَ بِسیرَةِ جَدّی وَ ابی عَلِی بْنِ ابی طالِبٍ عَلَیهِ السَّلامُ [١].
دیگر در اینجا مسأله دعوت اهل کوفه وجود ندارد، حتی مسأله امتناع از بیعت را هم مطرح نمیکند؛ یعنی غیر از مسأله بیعت خواستن و امتناع من از بیعت، مسأله دیگری وجود دارد. اینها اگر از من بیعت هم نخواهند، ساکت نخواهم نشست. مردم دنیا بدانند حسین بن علی طالب جاه نبود، طالب مقام و ثروت نبود، مرد مفسد و اخلالگری نبود، ظالم و ستمگر نبود، او یک انسان مصلح بود. [در روز عاشورا میفرماید:]
[١]. مقتل خوارزمی، ج ١/ ص ١٨٨.