مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٧ - ملحق شدن « حر » به امام حسین علیه السلام
و آن که نقطه ضعفی داشته باشد وجود ندارد.
اگر در روز عاشورا یکی از اصحاب امام حسین- حتی بچهای- ضعف نشان میداد و به لشکر دشمن که قویتر و نیرومندتر بود ملحق میشد و خودش را از خطر نجات میداد و در پناه آنها میرفت، برای امام حسین علیه السلام و برای مکتب حسینی نقص بود.
اما برعکس، از دشمن به سوی خود آوردند. دشمنی را که در مأمن و امنیت بود به سوی خود آوردند و در معرض و کانون خطر قرار دادند، یعنی خودشان آمدند. اما از کانون خطر اینها، یک نفر هم به آن مأمن نرفت. اگر حسین بن علی قبلًا آن غربالها و اعلام خطرها را نکرده بود، از این حادثهها خیلی پیش میآمد. یک وقت میدیدی نیمی از جمعیت رفتند و بعد هم- العیاذباللَّه- علیه حسین بن علی علیه السلام تبلیغ میکردند.
چون آن کسی که میرود، نمیگوید من ضعیف الایمانم، من میترسیدم، بلکه برای خود توجیهی درست میکند، دروغی میسازد و ادعا میکند که ما اگر تشخیص میدادیم راه حق همین است، رضای خدا در این است، این کار را میکردیم؛ خیر، ما تشخیص دادیم که حق با این طرف است. قهراً برای خود منطق هم میسازد. ولی چنین چیزی نشد، و این یکی از بزرگترین افتخارات حسین بن علی و مکتب حسینی است.
ملحق شدن « حر » به امام حسین علیه السلام
یکی از بزرگترین سردارهای آنها را به سوی خود آوردند، کسی که اساساً نامزد امیری بود: حرّبن یزید ریاحی. او آدم کوچکی نبود. اگر حساب میکردند بعد از عمرسعد شخصیت دوم در این لشکر کیست، غیر از حرّبن یزید ریاحی کسی نبود. مرد بسیار باشخصیتی بود. بعلاوه اولین کسی بود که با هزار سوار مأمور این کار شده بود.
ولی نیرو و جاذبه و ایمان و عمل، امر به معروفِ عملی حسین بن علی علیه السلام حرّبن یزید را- که روز اول شمشیر به روی امام کشیده بود- وادار به تسلیم کرد، توبه کرد، جزء «التّائبون» شد (التّائِبونَ الْعابِدونَ الْحامِدونَ السّائِحونَ الرّاکعونَ السّاجِدونَ الْآمِرونَ بِالْمَعْروف وَ النّاهونَ عَنِ الْمُنْکرِ)..
مردی که معروف به دلیری و دلاوری بود (و بهترین دلیلش هم این بود که هزار سوار به او داده بودند تا جلو حسین بن علی علیه السلام را بگیرد) و یک شجاع نام آوری است، حسین از دل او طلوع کرده است. همانطور که آتشی که در دل سماور وجود