مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١ - جرح راوی
نمیآید. آن کسی که کتمان میکند، لعنت خدا بر او باد. بالاتر از این را خود قرآن کریم فرموده است:«انَّ الَّذینَ یکتُمونَ ما أنْزَلْنا مِنَ الْبَیناتِ وَالْهُدی مِنْ بَعْدِ ما بَینّاهُ لِلنّاسِ فِی الْکتابِ اولئِک یلْعَنُهُمُ اللّهُ وَ یلْعَنُهُمُ اللّاعِنونَ» [١] آن دانایانی که حقایقی را ما گفتهایم و آنها میدانند، ولی کتمان میکنند، میپوشانند، اظهار نمیکنند، لعنت خدا بر آنها و لعنت هر لعنت کنندهای بر آنها باد.
من در مقاله «ختم نبوت» نوشتم وظیفه علما در دوره ختم نبوت مبارزه با تحریف است و خوشبختانه ابزار این کار هم در دست است و باز هم خوشبختانه هستند و بودهاند در میان علما افرادی که با این نقاط ضعف مبارزه کردهاند. کتاب لؤلؤ و مرجان که من در همین موضوع حادثه عاشورا در آن سه شب نام میبردم از مرحوم حاجی نوری (رضوان اللَّه علیه)، درست یک قیام به وظیفه بسیار مقدسی است که این مرد بزرگ کرده است، مصداق قسمت اول این حدیث است که «اذا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فَلْیظْهِرِ الْعالِمُ عِلْمَهُ». در اینطور موارد وظیفه علماست که حقایق را بدون پرده به مردم بگویند ولو مردم خوششان نمیآید. وظیفه علماست که با اکاذیب مبارزه کنند و مشت دروغگویان را باز کنند.
جرح راوی
میدانید که غیبت حرام است، چه غیبت زنده باشد و چه غیبت مرده. ولی غیبت یک مواردی دارد که استثنا شده است (موارد استثنائی). یکی از موارد استثنای غیبت که همه علمای بزرگ مرتکب این غیبت شدهاند و این غیبت را لازم میدانند بلکه احیاناً واجب میدانند و غیبت واجب است آن چیزی است که «جرح راوی» مینامند.
یک کسی حدیث روایت میکند، از پیغمبر حدیث روایت میکند، از امام حدیث روایت میکند، آیا شما فوراً باید قبول کنید؟ نه، باید تحقیق کنید که این چگونه آدمی است؟ راستگوست یا دروغگو؟ اگر در زندگی او یک نقطه ضعفی- عیبی، نقصی، دروغی، فسقی- را کشف کردید، اینجا بر شما نه تنها جایز است، بلکه لازم است در متن کتابها این آدم را رسوا کنید، بگویید فلان کس، مثلًا اسحق بن احمری نهاوندی، که فلان روایت را مثلًا روایت شهربانو را ولو در کافی نقل کرده است، یک آدم جعّال و
[١]. بقره/ ١٥٩.