مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٤ - فرق معاویه و یزید
علمای ما روی این جهت زیاد بحث کردهاند که آیا مشیت در جمله:«انَّ اللَّهَ شاءَ انْ یراک قَتیلًا» مشیت تشریعی است یا تکوینی؟ و قبول کردهاند مشیت تشریعی است.
ولی در این جهت بحث نکردهاند که بنا بر مشیت تشریعی، آیا این مشیت همان مشیت کلی است که شامل همه مسلمین بوده است یا نه، یک مشیت تشریعی و دستور تشریعی بوده که اختصاص داشته به امام حسین علیه السلام؟.
طور دیگر هم میتوان بحث کرد که عاقلانهتر باشد: آیا امام حسین که قیام کرد، از آن جهت قیام کرد که امام بود یا از آن جهت که یک نفر مؤمن و مسلمان بود؟ به عبارت دیگر، اگر بخواهیم در اطراف حدیث «انَّ اللَّهَ شاءَ انْ یراک قَتیلًا» بحث کنیم باید بگوییم آیا مشیت تکوینی بود یا تشریعی، و بنا بر تشریعی آیا تکلیف خصوصی و شخصی بود یا تکلیف کلی؟ و بنا بر دوم آیا آن تکلیف کلی متوجه امام و پیشوای مسلمین بود یعنی از نوع وظایف و تکالیفی است که برای ائمّه وضع شده یا از نوع تکالیفی است که برای عموم مؤمنین و مسلمانان وضع شده؟ در این زمینه باید مثالهای توضیح دهندهای ذکر شود. ضمناً آنجا که تکالیف مخصوص ائمّه مسلمین ذکر میشود، فرق گذاشته شود بین تکالیف امام به معنی زعیم فعلی مسلمین و بین امام به معنی صاحب مقام ولایت و وصایت.
فرق معاویه و یزید
امام حسین به مروان حکم در مدینه فرمود:«وَ عَلَی الْاسْلامِ السَّلامُ اذْ قَدْ بُلِیتِ الْامَّةُ بِراعٍ مِثْلِ یزیدَ». راجع به کلمه «مثل یزید» باید تأمل کرد که چه خصوصیتی در یزید بود که حتی در معاویه نبود؟ این جهت را تا اندازهای قبلًا گفتیم. دیگر اینکه دو مقدمه باید اینجا اضافه کنیم: یکی اینکه نباید گمان کرد که معاویه و یزید آنطور که بودند و در این زمانها کاملًا شناخته شدهاند، در آن زمان هم کاملًا شناخته شده بودند (همچنان که در عصر ما بعضی از جنایتکاران گذشته، از قدّیسین میباشند چون کسی آنها را نشناسانده است مثل شاه عباس صفوی). با نبودن وسایل و ارتباطات در آن روز، امام حسین کاملًا یزید را میشناخت اما عموم مردم کما هو حقّه آگاه نبودند.
لهذا عبداللَّه بن حنظله غسیل الملائکه بعد از آنکه یک سفر با وفدی به شام رفت، عقیدهاش علیه یزید آنقدر تحریک شد که گفت: ترسیدیم در شام از آسمان سنگباران