مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٣ - آیا امام حسین علیه السلام دستور خصوصی داشت؟
الْمُؤْمِنُ ...» نفرمود: «لِیرْغَبِ الْامامُ»، یعنی وظیفه هر مؤمنی این بود نه وظیفه امام حسین از آن نظر که امام بود.
ولی معمولًا گویندگان برای اینکه به خیال خودشان مقام امام حسین را بالا ببرند، میگویند دستور خصوصی برای شخص امام حسین برای مبارزه با شخص یزید و ابن زیاد بود و در این زمینه از خواب و بیداری هزارها چیز میگویند. درنتیجه قیام امام حسین را از حوزه عمل بشری قابل اقتدا و اقتفا که «لَقَدْ کانَ لَکمْ فی رَسولِ اللَّهِ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ» [١] خارج میکنند و به اصطلاح از زمین به آسمان میبرند و حساب «کار پاکان را قیاس از خود مگیر» به میان میآید و امثال اینها. هر اندازه در این زمینه خیالبافی بیشتر بشود، از جنّ و ملک و خواب و بیداری و دستورهای خصوصی زیاد گفته شود، این نهضت را بیمصرفتر میکند.
حالا ببینیم آیا اگر امام حسین با دستور خصوصی عمل کرده باشد مقامش بالاتر است یا اگر با دستور کلی و تطبیق کلی بر جزئی و اصابه در تطبیق آن در حالی که دُهات و کبار صحابه مانند ابن عباس از تطبیق آن عاجز بودند عمل کرده باشد مقامش بالاتر است؟ ما شرقیها مقام را فقط به این میدانیم که گفته شود فلان شخص اهل مکاشفه است، اهل کرامت و معجزه است، جن در تسخیر دارد، با فرشتگان تماس دارد. شک نیست که امام حسین دارای مقام ملکوتی است اما او دارای مقام جمع الجمعی است، انسان کامل است. مقام انسان از مقام فرشته بالاتر است. حدّ اعلای کمال انسان در این نیست که با فرشته در تماس باشد. حدّ اعلای کمال انسان این است که انسان کامل باشد. ما میگوییم در معراج، جبرئیل از تَک فرو ماند. اگر امام حسین با راهنمایی مستقیم فرشته حرکت کرده باشد، معنایش این است که با عقل و تشخیص شخصی خودش قادر نبود که وظیفه خود را تشخیص دهد. اما اگر با عقل خود تشخیص داده باشد، معنیاش این است که عقل و ادراک شخصِ خودش از همه بالاتر بود و کار الهام را کرد. الهام در جایی است که هدایت عقل و شرع وافی نباشد، درصورتی که هدایت عقل و شرع برای امام حسین کافی بود.
علیهذا معنای «انَّ اللَّهَ شاءَ انْ یراک قَتیلًا» این است که مشیت کلی تشریعی این را اقتضا کرده، نه مشیت تکوینی یا مشیت تشریعی مخصوص شخص خود تو. در قدیم،
[١]. احزاب/ ٢١ [براستی برای شما در وجود رسول خدا نمونه و الگوی خوبی است.]