مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧١ - ٣ منطق معمولی ذاکرین اباعبداللَّه در شهادت و مظلومیت آن حضرت
میکشد یا کسی راه خود را میرود و دیگری از روی هوس او را هدف قرار میدهد یا آنکه روی غرض با پدر یا برادر یا خویشاوند، او را هدف قرار میدهد. برای آنکه دل اقوامش را بسوزد، آن بیتقصیر را میکشد یا به خاطر اینکه کینه نسبت به پدر مرحوم او را در دل دارد، او را بیتقصیر میکشد یا به خاطر اینکه نفس وجود او را مزاحم خود میبیند (مثل اینکه با بودن او فلان زن عشق او را نمیپذیرد و یا فلان مقام برای او مسلم نمیشود بدون آنکه خود آن شخص دخالتی داشته باشد در مزاحمت عشقی یا مقامی او) او را میکشد.
ز. کشته شدن در راه سربازی و فداکاری و شهادت که مقتول خود را در راه عقیده و هدف خود فدا میکند و عمد دارد ولی در راه هدف مقدس عالی خود کشته میشود، و به عبارت دیگر مرگ انتخابی که انسان آگاهانه مرگ را برای تحقق بخشیدن به هدفش انتخاب میکند.
ح. البته نوعی دیگر مرگ انتخابی هست که خودکشی و فرار از مقابله با حوادث است که ضعف است.
اینها اقسام مردن و کشته شدن است که بعضی اسفانگیز است و بعضی نیست، بعضی درحقیقت سزای مقتول است و بعضی نیست، بعضیها صرف نفله شدن و ضایع شدن است و بعضی نیست.
قسم اول را میتوان گفت از جنبه شخصی متوفّی اسفانگیز نیست، گو اینکه از لحاظ اجتماع در بعضی افراد ممکن است ضایعه باشد. در قسم دوم نفله شدن و ضایعه است و موجب تأسف است ولی کسی مورد ملامت نیست، و همچنین قسم سوم. در قسم چهارم مجازات مقتول است درواقع، و همچنین در قسم پنجم؛ به علاوه اینکه در این قسم شخص دیگر نیز مورد ملامت است. و در قسم دوم و سوم و چهارم و پنجم نفله شدن و ضایع شدن و هدر رفتن موجود است و در قسم چهارم و پنجم تأسف بر اخلاق عمومی است که چرا منحط و پایین است. در قسم ششم تأسف از نفله شدن مقتول و تأسف از اخلاق فاسد قاتل است. در این قسم، انسان متأسف است که بی جهت شخص بیتقصیری نفله شد و هدر رفت. ولی در قسم هفتم در عین اینکه از جنبه قاتل و اخلاق و روحیه او جای تأسف و تأثر است، از جنبه مقتول جای تحسین و تعظیم و سرمشق گرفتن است.
معمولًا ذاکرین سعی دارند شهادت امام حسین را از قسم ششم جلوه دهند که