مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٧ - مرحله عمل
مرحله زبان
درجه دومی که علما و دانشمندان برای نهی از منکر ذکر کردهاند مرحله زبان است، مرحله پند و نصیحت و ارشاد است. یعنی بسا هست آن بیماری که دچار منکری هست و عمل زشتی را مرتکب میشود، به خاطر جهالت و نادانی اوست، تحت تأثیر یک سلسله تبلیغات قرار گرفته است، احتیاج به مربی دارد، احتیاج به هادی و راهنما و معلم دارد، احتیاج به روشن کننده دارد، احتیاج به فردی دارد که با او تماس بگیرد، با کمال مهربانی با او صحبت کند، موضوع را با او درمیان بگذارد، معایب و مفاسد را برای او تشریح کند تا آگاه شود و بازگردد. این مرحله نیز یک درجه از «نهی از منکر» است، به این معنی که در مواردی که کسی با ما تماس دارد و به یک عمل منکر و زشتی ابتلا دارد و ما میتوانیم با منطقی روشنگر او را به ترک آن عمل قانع کنیم، بر ما واجب است که با چنین منطقی با آن شخص تماس بگیریم.
مرحله عمل
مرحله سوم مرحله عمل است. گاهی طرف در درجهای و در حالی است که نه اعراض و هجران ما تأثیری بر او میگذارد و نه میتوانیم با منطق و بیان و تشریح مطلب، او را از منکر بازداریم، بلکه باید وارد عمل شویم؛ اگر وارد عمل شویم، میتوانیم. چطور وارد عمل شویم؟ وارد عمل شدن، مختلف است. معنای وارد عمل شدن تنها زورگفتن نیست، کتک زدن و مجروح کردن نیست. البته نمیگویم در هیچ جا نباید تنبیهِ عملی شود. بله، مواردی هم هست که جای تنبیه عملی است. اسلام دینی است که طرفدار حدّ است، طرفدار تعزیر است؛ یعنی دینی است که معتقد است مراحل و مراتبی میرسد که مجرم را جز تنبیه عملی چیز دیگری تنبیه نمیکند و از کار زشت باز نمیدارد. اما انسان نباید اشتباه کند و خیال کند که همه موارد، موارد سختگیری و خشونت است.
علی علیه السلام درباره پیغمبر اکرم اینطور تعبیر میکند:«طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِّه، قَدْ احْکمَ مَراهِمَهُ وَ احْمی مَواسِمَهُ» [١] میفرماید: او طبیب بود؛ پزشکی بود که بیمارها و بیماریها را معالجه میکرد. بعد به اعمال اطبّاء تشبیه میکند که اطبّاء، هم مرهم مینهند و هم
[١]. نهج البلاغه، خطبه ١٠٧