مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٧ - ٢ تمایل بشر به اسطوره سازی
واقع بشود، در سخنشان، در شخصیتشان، در تاریخچهشان. درباره امیرالمؤمنین علی علیه السلام چقدر افسانه خود ما شیعیان بافتهایم! در اینکه علی مرد خارق العادهای است، بحثی نیست. مثلًا شجاعت علی. دوست و دشمن اعتراف کردهاند که شجاعت علی یک شجاعت فوق افراد عادی بوده است. علی با هیچ پهلوانی نبرد نکرد مگر آنکه آن پهلوان را کوبید و به زمین زد. این چیزی نیست که در آن، جای انکار باشد.
فوق العادگی داشته، ولی در حد یک بشر فوق العاده، یک بشری که در میدان جنگ هیچ کس حریفش نبود. اما مگر افسانه سازها و اسطوره سازها به همین مقدار قناعت کردند؟ شما ببینید چه حرفها در همین زمینهها گفتند! مثلًا علی علیه السلام در جنگ خیبر با مرحب خیبری روبرو شد. مرحب چقدر فوق العادگی داشت! بسیار خوب. مورخین هم نوشتهاند که در آنجا علی علیه السلام ضربتش را که فرود آورد، این مرد را دو نیم کرد.
حالا من نمیدانم این دو نیم، دو نیم کامل بود یا مثلًا تا سینهاش رسید. ولی در اینجا افسانههایی است که دین را خراب میکند. گفتهاند به جبرئیل وحی شد: جبرئیل! فوراً به زمین برو، برو که آن غضبی که ما در علی میبینیم، اگر شمشیرش فرود بیاید، زمین را دو نیم میکند، به گاو و ماهی خواهد رسید؛ برو بال خودت را در زیر شمشیر علی بگیر، رفت و گرفت. علی علیه السلام هم شمشیرش چنان آمد که مرحب آنچنان دو نیم شد که اگر در ترازوی مثقالی میگذاشتند، این نیمهاش با آن نیمه برابر بود. بال جبرئیل که زیر زین اسب [قرار] گرفته بود، از شمشیر علی آسیب دید و مجروح شد. تا چهل شبانه روز جبرئیل نتوانست به آسمان برود، که وقتی به آسمان رفت، خدا از او سؤال کرد: جبرئیل! تو این چهل روز کجا بودی؟ خدایا در زمین بودم، تو به من مأموریت داده بودی. چرا زود برنگشتی؟ شمشیر علی که فرود آمد بال مرا مجروح کرد، من این چهل روز مشغول پانسمان بال خودم بودم!.
دیگری میگوید: شمشیر علی آنچنان سریع و نرم آمد، از فرق مرحب گذشت، تا به نمد زین اسب رسید و علی شمشیرش را بیرون کشید که خود مرحب هم نفهمید. خیال کرد ضربت کاری نشد. گفت: علی! همه زور تو همین بود؟ همه پهلوانی تو همین بود؟
گفت: اگر راست میگویی خودت را تکان بده. تا مرحب خودش را تکان داد، یک قسمت از این طرف افتاد، یک قسمت از آن طرف. اینطور افسانهها!.
حاجی نوری، این مرد بزرگ، در کتاب لؤلؤ و مرجان انتقاد میکند، میگوید: برای شجاعت ابوالفضل در جنگ صفّین- که اصل شرکت حضرت هم معلوم نیست، اگر هم