مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٥ - نیروی اجتماعی علی علیه السلام و برنامه مبارزه معاویه با آن
را در قسمت مهمی از کشور اسلامی در دست بگیرد. این بود سرّ تسلط معاویه بر دستگاه خلافت و روحانیت اسلامی که در این امر چند چیز دخالت داشت: اول ذَکاء و فطانت خود آنها، دوم سوء سیاست و تدبیر خلفا که به اینها راه دادند، سوم جهالت و نادانی و بساطت مردم [١] معاویه و امویها برای محو دو اصل از اصول اسلامی کوشش بسیار کردند: یکی امتیاز نژادی که عرب را بر عجم [ترجیح دادند] و دیگر ایجاد فاصله طبقاتی که بعضی مانند عبدالرّحمن بن عوف و زبیر صاحب آلاف الوف شدند و بعضی فقیر و صُعلوک باقی ماندند. بی جهت نیست که علی علیه السلام میفرماید: «... انْ لا یقارّوا عَلی کظَّةِ ظالمٍ وَ لا سَغَبِ مَظْلومٍ» [٢] و یا میفرماید:«الا وَ انَّ بَلِیتَکمْ قَدْ عادَتْ کهَیئَتِها یوْمَ بَعَثَ اللَّهُ نَبِیهُ» [٣].
نیروی اجتماعی علی علیه السلام و برنامه مبارزه معاویه با آن
علی علیه السلام از دنیا رفت و معاویه خلیفه شد. برخلاف انتظار معاویه، علی علیه السلام به صورت نیرویی باقی ماند و معاویه آن طوری که اعمال بیرون از تعادل و متانتش نشان میدهد، از این موضوع خیلی ناراحت بود. لهذا تجهیز ستون تبلیغاتی علیه علی علیه السلام کرد. در منابر و خطبهها دستور داد علی علیه السلام را سبّ و لعن کنند. طرفداران خیلی جدی علی را بیپروا میکشت و دستور داده بود به تهمت هم شده بگیرند و مانع نشر فضیلت علی علیه السلام بشوند. با پول، احادیثْ علیه علی علیه السلام له امویها جعل کردند. این سه کار را برای مبارزه با فکر علی علیه السلام که در دلها و سینهها جا داشت میکردند. حُجر بن عدی و عمروبن حَمِق را برای همین جهت کشت. میثم و رُشَید را که عبیداللَّه در
[١]. از اینجا معلوم میشود که مردم آن وقت صلاحیت نداشتند که خلیفه یعنی ولی امر را انتخاب کنند و فرضاً قبول کنیم که اصل حکومت اسلامی بر انتخاب است نه بر انتصاب، در آن روزها و بلکه تا سالها و قرنها میبایست که حاکم انتصابی باشد. در هر جای دنیا که مردم لیاقت آزادی و دخالت در تعیین قوّه حاکمه را نداشته باشند، نباید به آنها آزادی داد ولی کی آزادی را از آنها بگیرد؟ همانهایی که از ترس انتخاب آنها نباید مردم آزادی داشته باشند؟! نه، بلکه مقام نبوت. در آن زمان، جهل و عدم صلاحیت سبب شد که امویها از هوش و دَهاء خود استفاده کردند. علی علیه السلام، هم مجسمه عدالت بود و هم مجسمه هوشیاری و پیش بینی. فتنه اموی [را] که زیر پرده بود و رنگ اسلامی داشت، علی علیه السلام کاملًا پیش بینی کرد و به مردم گفت ولی کسی که معنای کلمات او را درک کند وجود نداشت.[٢]. نهج البلاغه، خطبه ٣.[٣]. [نهج البلاغه، خطبه ١٦. هان که گرفتاری و مشکلات شما بازگشته همانند روزی که خداوند پیامبرش را برانگیخت.]