مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٦ - نیروی اجتماعی علی علیه السلام و برنامه مبارزه معاویه با آن
کوفه کشت، روی همان برنامه معاویه بود. بالأخره یک نیروی غیرمتشکل به نام «تشیع» علیه حکومت اموی همیشه در فعالیت بود.
برای ما تحقیق در امر حادثه حکومت اموی تنها جنبه تعجب آمیز ندارد. این یک امر سطحی نبوده که فقط مربوط به سیزده قرن پیش باشد که بگوییم آمد و رفت. این، خطری بود برای اسلام از آن روز تا روزی که خدا میداند. حتماً اگر ما بخواهیم به تاریخ روحیه خودمان رسیدگی کنیم، باید به تاریخ اموی رسیدگی [کنیم.] فکر اموی در زیر پرده و لفّافه، با فکر اسلامی مبارزه میکرد. عنصر فکر اموی داخل عناصر فکر اسلامی شد. ای بسا که در فکر همانهایی که هر صبح و شام بنی امیه را لعنت میکنند، عنصری از فکر اموی موجود باشد و خودشان خیال کنند فکر اسلامی است، و قطعاً اینطور است [١]، مثل موضوع رعایت شؤونات در مصرف زکات و خمس و در استطاعت حج و در نفقه زوجه و امثال اینها.
علی علیه السلام به خطر سلطه اموی زیاد اهمیت میداد و اعلام خطر میکرد، ولی کمتر کسی متوجه میشد و خودش هم میفرمود بعدها متوجه میشوید:«فَعِنْدَ ذلِک تَوَدُّ قُرَیشٌ بِالدُّنْیا وَ ما فیها لَوْیروْنَنی مَقاماً واحِداً وَلَوْ قَدْرَ جَزْرِ جَزورٍ لِاقْبَلَ مِنْهُمْ ما اطْلُبُ مِنْهُمُ الْیوْمَ بَعْضَهُ وَلا یعْطونَنیهِ» [٢].
از جمله راجع به فتنه اموی فرمود:«انَّ الْفِتَنَ اذا اقْبَلَتْ شَبَّهَتْ وَ اذا ادْبَرَتْ نَبَّهَتْ ...» [٣]. ایضاً:«ایهَا النّاسُ سَیأْتی عَلَیکمْ زَمانٌ یکفَأُ الْاسْلامُ کما یکفَأُ الْاناءُ بِما فیهِ ...» [٤] و ایضاً:«فَمَا احْلَوْلَتْ لَکمُ الدُّنْیا فی لَذَّتِها» [٥] و ایضاً:«ما لی اراکمْ اشْباحاً بِلا ارْواحٍ ...» [٦].
[١]. امویها رفتند ولی مع الاسف عناصر فکر اموی و رژیم اموی باقی ماند و با تغییر، جزء اصول زندگی ما شده. امروز هم اصول معاویهای عامل دیانت را استخدام کرده علیه دیانت، و نمیشود یک کلمه علیه اصول اموی سخن گفت. به اندازه اشکی که در پای پیراهن عثمان ریختند، باز میریزند.[٢]. نهج البلاغه، خطبه ٩١. [و آن هنگام است که قریش آرزو میکند در برابر دنیا و مافیها یک بار مرا ببینند، هرچند به قدر کشتن شتری باشد (لحظاتی اندک) تا آنچه اینک اندکش را از آنان میخواهم و به من نمیدهند بپذیرم.][٣]. همان. [وقتی فتنهها رو آورند، حق و باطل را بهم بیامیزند (و راه تشخیص را ببندند) و چون پشت کنند و از بین روند، آگاه کنند و حق را روشن سازند.][٤]. نهج البلاغه، خطبه ١٠١. [ای مردم بزودی زمانی فرا رسد که اسلام وارونه شود چنانکه یک ظرف وارونه شود و محتوای آن بریزد].[٥]. نهج البلاغه، خطبه ١٠٣. [و دنیا با لذاتش به کام شما شیرین نیامد.][٦]. نهج البلاغه، خطبه ١٠٦. [چرا شما را اشباحی بیروح میبینم؟]