مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٦ - اصحاب حسین علیه السلام و اهل بدر و اهل صفّین
لقب « سیدالشّهداء »
قبلًا لقب «سیدالشّهداء» از آنِ حمزه عموی رسول اکرم بود و بعد به اباعبداللَّه اختصاص داده شد. شهادت اباعبداللَّه فراموشاند آنها را. وضع اصحاب اباعبداللَّه هم طوری بود که بر همه شهدای پیشین سبقت گرفت و خود اباعبداللَّه فرمود:«انّی لا اعْلَمُ اصْحاباً اوْفی وَ لا خَیراً مِنْ اصْحابی وَ لا اهْلَ بَیتٍ اوْصَلَ وَ لا افْضَلَ مِنْ اهْلِ بَیتی». اصحاب اباعبداللَّه، هم از طرف دوست آزاد بودند هم از طرف دشمن. خود اباعبداللَّه فرمود: آنها به غیر من کاری ندارند، و خودش هم شخصاً اجازه رفتن به آنها داد و فرمود: از تاریکی شب استفاده کنید. سر را هم پایین انداخت که تلاقی نگاهها موجب حیای آنها نشود. بنابراین آنها نه در تنگنای دشمن واقع شده بودند (مثل اصحاب طارق بن زیاد که طارق کشتیها و خوراکیها را مگر به مقدار یک روز، سوزانید) و نه دوست از آنها خواهش و التماسی کرده بود و آنها را در رودربایستی گذاشته بود. حتی از اینکه نگاهش در آنها تأثیر کند اجتناب کرد [١].
اصحاب حسین علیه السلام و اهل بدر و اهل صفّین
بنابراین اصحاب حسین علیه السلام بر بدریون پیغمبر صلی الله علیه و آله و صفّینیون علی علیه السلام ترجیح داشتند، همان طوری که اصحاب عمر سعد هم بر بدریون ابوسفیان و صفّینیون معاویه در شقاوت مزیت داشتند، چون اینها مثل بدریون ابوسفیان طبق عقیده و عادت جنگ نمیکردند و مانند صفّینیون معاویه هم مسألهای مثل قتل عثمان اسباب اشتباهشان نشده بود. اینها در حالی جنایت میکردند که ندای دل و فریاد وجدانشان برخلاف بود (قُلوبُهُمْ مَعَک وَ سُیوفُهُمْ عَلَیک). اینها گریه میکردند و فرمان قتل میدادند، اشک میریختند و گوشواره از گوش فرزندان حسین علیه السلام میکشیدند، میلرزیدند و آهنگ بریدن سر حسین داشتند.
[١]. خلاصه اینکه درباره آنها صددرصد این جمله که ظاهراً از ابن ابی الحدید است:«اثَرُوا الْمَوْتَ» صادق است. در حدیث معروف امیرالمؤمنین است (که در صفحه ١١٠ نفس المهموم آمده):«مُناخُ رُکابٍ وَ مَصارِعُ عُشّاقٍ، شُهَداءٌ لایسْبِقُهُمْ مَنْ کانَ قَبْلَهُمْ وَ لا یلْحَقُهُمْ مَنْ بَعْدَهُمْ» [اینجا بارانداز سواران و قتلگاه عاشقان است، شهدایی که نه پیشینان بر آنان سبقت جسته و نه آیندگان به مقام آنان دست یابند].