مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥ - دوستی خدا، بالاتر از همه دوستیها
دیگری، صد سال و پانصد سال بعد به شکلهای دیگری، و بعد از هزار سال نیز الهام دهنده نهضتها باشد. این را میگویند:«یغَیروا ما بِانْفُسِهِمْ».
دوستی خدا، بالاتر از همه دوستیها
ما بچه هایمان را دوست داریم. آیا حسین بن علی علیه السلام بچههای خود را دوست نداشت؟! مسلّماً او بیشتر دوست داشت. ابراهیم خلیل اینطور نبود که کمتر از ما اسماعیلش را دوست داشته باشد؛ خیلی بیشتر دوست داشت به این دلیل که از ما انسانتر بود و این عواطف، عواطف انسانی است. او انسانتر از ما بود و قهراً عواطف انسانی او هم بیشتر بود. حسین بن علی علیه السلام هم بیشتر از ما فرزندان خود را دوست میداشت اما در عین حال او خدا را از همه کس و همه چیز بیشتر دوست میداشت، در مقابل خداوند و در راه خدا هیچ کس را به حساب نمیآورد.
نوشتهاند ایامی که اباعبداللَّه علیه السلام به طرف کربلا میآمد، همه خانوادهاش همراهش بودند. واقعاً برای ما قابل تصور نیست. وقتی انسان مسافرتی میرود و بچه کوچکی همراه دارد، یک مسؤولیت طبیعی در مقابل او احساس میکند و دائماً نگران است که چطور میشود؟ نوشتهاند همینطور که حرکت میکردند، اباعبداللَّه علیه السلام خوابشان گرفت و همانطور سواره سر روی قاشه اسب (به اصطلاح خراسانیها) [یا] قربوس زین گذاشت. طولی نکشید که سر را بلند کرد و فرمود:«انّا للَّهِ وَ انّا الَیهِ راجِعونَ» [١]. تا این جمله را گفت و به اصطلاح کلمه «استرجاع» را به زبان آورد، همه به یکدیگر گفتند این جمله برای چه بود؟ آیا خبر تازهای است؟ فرزند عزیزش، همان کسی که اباعبداللَّه علیه السلام او را بسیار دوست میداشت و این را اظهار میکرد، و علاوه بر همه مشخصاتی که فرزند را برای پدر محبوب میکند، خصوصیتی باعث محبوبیت بیشتر او میشد و آن شباهت کاملی بود که به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله داشت- حال چقدر انسان ناراحت میشود که چنین فرزندی در معرض خطر قرار گیرد!- یعنی علی اکبر جلو میآید و عرض میکند:«یا ابَتا لِمَ اسْتَرْجَعْتَ؟» چرا «انّا للَّهِ وَ انّا الَیهِ راجِعونَ» گفتی؟ فرمود: در عالم خواب صدای هاتفی به گوشم رسید که گفت: «الْقَوْمُ یسیرونَ وَ الْمَوْتُ تَسیرُ بِهِمْ» این قافله دارد حرکت میکند ولی مرگ است که این قافله را حرکت
[١]. بقره/ ١٥٦.