مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٦ - رشد اجتماع
اجتماع را که صفت جامعه رشید است موضوع بحث قرار دهیم که جامعه نیز گاهی رشید است و گاهی سفیه و حداکثر نابالغ. جامعهای که خود را به عنوان یک واحد درک نکند، ارزش سرمایههای خود را از قبیل شخصیتهای تاریخی و حوادث تاریخی نشناسد، آنچنان جامعه رشید نیست.
یکی از آن سرمایهها شخصیتهای گذشته است. یکی دیگر آثار هنری، علمی، صنعتی، ادبی گذشته است. یکی هم تاریخ گذشته است، آنهم گذشته پرافتخار و آموزنده و سعادتبخش. جریانهای تاریخی گذشته سندهای اخلاقی و تربیتی آیندگان است.
آثار هنری و صنعتی در میان یک ملتی پیدا میشود و بعد آنها ارزش اینها را درک نمیکنند، آنها را خراب میکنند. چه بسیار شده که یک نسخه نفیس خطی یک کتاب به دست یک بقال افتاده و به عنوان کاغذ چای از آن استفاده شده است. بعضی آثار هنری و صنعتی از قبیل محرابها، کاشی کاریها، نقاشیها به دست افراد ناصالح که افتاده است ملعبه کودکان واقع شده است.
از همین قبیل است تاریخ. گاهی بعضی از ملتها فرازهای تاریخی دارند مملوّ از حماسه، افتخار، آموزندگی، زیبایی، عظمت، الهام بخشی؛ ولی همان طوری که یک تابلو نفیس نقاشی را به دست کودکان میدهند و آنها با قلم آن را خراب میکنند، اینها نیز آنقدر افسانه و خرافه از وهم خود به آنها ملحق میکنند که بکلی عظمت، زیبایی، الهام بخشی، حماسه، آموزندگی و افتخار آن را از میان میبرند و نابود میکنند و بجای آنکه الهام بخش عظمت و حماسه و محرک روح سلحشوری باشد، الهام بخش زبونی و بدبختی و تسلیم در مقابل حوادث میگردد.
واقعه تاریخی کربلا از آن نوع حوادث است که در اثر عدم رشد اجتماع، مسخ و معکوس شده است، تمام عظمتها و زیباییهایش فراموش شده، حماسه و شور و افتخاراتش محو شده و بجای آنها زبونی و ضعف و جهالت و نادانی آمده است.
این، نشانه عدم رشد این ملت است برای حفظ و نگهداری تاریخ باعظمت و پرافتخار خویش.
این از نظر عموم ملت. اما از نظر خصوص طبقه توده و عامه، باید بگوییم که مسؤولیت حفظ و نگهداری تاریخ پرافتخار گذشته اختصاص به علما ندارد، هر فردی باید خود را مسؤول بداند. همان طوری که دروغ بستن به این حوادث به صورت دروغ