مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٧ - فلسفه جنگ نور و ظلمت در میان بشر
منطق غدر و کید بود و نه منطق معامله و همکاری انتفاعی، صرفاً منطق ایثار و عقیده و شهادت در راه عقیده بود. بشر یا منطق مکر دارد مثل اغلب سیاسیون دنیا، یا منطق معامله دارد مثل احزاب سیاسی امروز، یا منطق فدا و عقیده دارد مثل نوادر خلقت از قبیل امام حسین علیه السلام.
فَقالَ لَهُ الْحُسَینُ: یا ابْنَ عَمِّ انّی اعْلَمُ انَّک ناصِحٌ مُشْفِقٌ [١] (برای شخص من و مصالح شخص من) وَلکنِّی قَدْ أزْمَعْتُ وَأجْمَعْتُ عَلَی الْمَسیرِ [٢]. مقصود حضرت این نیست که گفتار از روی حسن نیت است ولی من این مقدمات و نتایج را قبول ندارم، بلکه مقصود این است که این مقدمات و نتایج برای کسی که بخواهد از این راه برود و اهل معامله و معاوضه باشد درست است ولی راه من این راه نیست و منطق من منطق درد عقیده داشتن و درد خیرخواهی داشتن است، درد طبیبی است که از غم مریضها رنج میبرد.
(عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیکمْ) [٣]، راه من راه شهادت است. منطق شهید منطق دیگری است غیر از منطق عقل عملی انتفاعی. معنای «انَّ اللَّهَ شاءَ انْ یریک قَتیلًا» این است که خدا از تو روح شهادت میخواهد (انَّ لَک دَرَجَةً لَنْ تَنالَها الّا بِالشَّهادَةِ).
صفاتی که از اباعبداللَّه در کربلا ظهور کرد
صفاتی که از اباعبداللَّه در روز عاشورا ظهور کرد عبارت بود از:
١. شجاعت بدنی ٢. قوّت قلب و شجاعت روحی ٣. ایمان کامل به خدا و پیغمبر و اسلام ٤. صبر و تحمل عجیب ٥. رضا و تسلیم ٦. حفظ تعادل و هیجان بیجا نکردن و یک سخن سبک نگفتن نه خودش و نه اصحابش ٧. کرم و بزرگواری و گذشت ٨. فداکاری و فدا دادن.
فلسفه جنگ نور و ظلمت در میان بشر
ص ١٦٢: فجیرة کربلا کانت قدیما من معاهد الایمان بحرب النور و الظلام، و کان
[١]. [حضرت به او فرمود: پسرعمو! من میدانم که تو قصد خیرخواهی و دلسوزی داری.][٢]. [ولی من تصمیم قطعی برای حرکت گرفتهام.][٣]. توبه/ ١٢٨.