مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٢ - مرد بزرگ یعنی چه؟
[قابل تحسیناند] و قهراً انسان وقتی که همت و دلاوری برخی از آنها را میخواند، در مقابل عظمت آنها خیره و مبهوت میشود و احیاناً سر تعظیم فرود میآورد و در قلب خود یک نوع محبتی نسبت به آنها احساس میکند (اثری که از شاهنامه فردوسی در نفوس پیدا میشود از این نوع است) ولی بزرگی دسته دوم یک نوع دیگر و یک جنس دیگر است؛ از آن نوع بزرگی است که مقام تقدّس پیدا میکند تا آنجا که نام آنها مقدس میشود، همان طوری که میبینیم نام محمد صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام و امام حسین علیه السلام و همچنین ابراهیم و موسی و عیسی علیه السلام را هالهای از قدس احاطه کرده است، چرا؟ برای اینکه درست است که دسته اول بزرگ و عظیماند ولی عظمت آنها و درشتی آنها از نوع عظمت و درشتی خودخواهی است. هر یک از آنها سَبُع بزرگی و حیوان بزرگی هستند. فرق نمیکند؛ انسان در برابر کسی هم که خیلی پرخور است و برابر ده نفر میخورد، اعجاب و احیاناً تحسین دارد. یکی خورنده ریز است و دیگری خورنده درشت، یکی جاه طلب ریز است و یکی جاه طلب درشت. مثلًا یک کدخدای دِه دَه خانواری که همه همت و آرزویش کدخدایی این ده است، یک جاه طلب خرده پاست و آن که دنبال کدخدایی قصبه هزار خانواری میرود از نوع اولی است ولی درشتتر، و آن که دنبال حکومت یک شهرستان یا یک استان و یا یک کشور میرود به همین نسبت درشتتر است و آن که سودای جهانگیری و جهانداری در سر دارد یک جاه طلب درشتتر است. شخصیت اینها عظیم است و شخصیت خودخواهیشان عظیم است؛ سبع عظیم و جاه طلب عظیم و استثمارگر عظیم هستند.
اینها وسعت روح و سعه شخصیت پیدا کردهاند ولی تمام آن توسعه و وسعت در ناحیه حوائج شخصی خودشان است، میخواهند تمام دنیا را در هاضمه بزرگ خود بریزند.
اینها پرخورهای روزگارند، میخواهند همه دنیا را جزء خود بکنند، همه شخصیتها را فانی بکنند مگر شخصیت خودشان را و شخصیتهای طفیلی خودشان یعنی آن شخصیتها که جزء شخصیت آنهاست و هضم شده در شخصیت آنهاست. پس آنها بزرگند و فعال ولی مانند غده سرطان که یک سلول، بی تناسب شروع میکند به رشد و همان منشأ هلاکت بدن میشود.
ولی دسته دوم توسعه شخصیت پیدا میکنند آنطور که مادر توسعه شخصیت پیدا میکند که فرزند و شخصیت فرزند، مستقل و محفوظ و محترم میماند و او همانطور برای آن شخصیت کار میکند که برای خودش کار میکند. او نمیخواهد آن