مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٩ - صبر و استقامت
بپذیریم؟ برای اینکه تو آدمهای پست و اراذل را اطراف خودت جمع کردهای. اینها را جارو کن بریز دور، آن وقت ما اعیان و اشراف میآییم دور و برت. قرآن میگوید به اینها بگو:«وَ ما ا نَا بِطارِدِ الْمُؤْمِنینَ» [١] من کسی را که ایمان داشته باشد، به جرم اینکه غلام است، برده است، فقیر است طرد نمیکنم.«وَ لا تَطْرُدِ الَّذینَ یدْعونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدوةِ وَالْعَشِی یریدونَ وَجْهَهُ» [٢] این اشخاص را هرگز از خودت دور نکن، اشراف بروند گم شوند، اگر میخواهند اسلام اختیار کنند باید آدم شوند.
شنیدهاید که یکی از همین شخصیتها که مسلمان شده بود، در مجلس رسول خدا نشسته بود (سنت و سیره رسول اکرم این بود که اولًا در مجلس بالا و پایین قرار نمیدادند؛ معمولًا حلقه وار و دایره وار مینشستند تا مجلس بالا و پایین نداشته باشد.
ثانیاً نهی میکردند که در هنگام ورود ایشان کسی جلوی پایشان بلند شود؛ میگفتند این، سنت اعاجم است، سنت ایرانیهاست. و نیز میفرمود: هرکس که وارد شد، در جایی که خالی است بنشیند، نه اینکه افراد مجبور باشند جا خالی کنند تا کسی بالا بنشیند، اسلام چنین چیزی ندارد.) یکی از مسلمانان فقیر و ژنده پوش وارد شد. کنار آن شخص که به اصطلاح اشراف بود جایی خالی بود. آن مرد همان جا نشست.
همینکه نشست، او روی عادت جاهلیت فوراً خودش را جمع کرد و کنار کشید. رسول اکرم متوجه شد. رو کرد به او که چرا چنین کاری کردی؟! ترسیدی که چیزی از ثروتت به او بچسبد؟ نه یا رسول اللَّه. ترسیدی چیزی از فقر او بتو بچسبد؟ نه یا رسول اللَّه. پس چرا چنین کردی؟ اشتباه کردم، غلط کردم، به جریمه اینکه چنین اشتباهی مرتکب شدم الآن در مجلس شما نیمی از دارایی خودم را به همین برادر مسلمانم بخشیدم. به آن برادر مؤمن گفتند: آن را تحویل بگیر. گفت: نمیگیرم. گفتند: تو که نداری، چرا نمیگیری؟ گفت: برای اینکه میترسم بگیرم و روزی دماغی مثل دماغ این شخص پیدا کنم.
صبر و استقامت
مسأله دیگری که در روش تبلیغ مطرح است مسأله صبر و استقامت است:
[١]. شعراء/ ١١٤.[٢]. انعام/ ٥٢.