مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٨ - ٢ ایثار و وفا
عَلَیهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدی عَلَیکمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ» [١]. بعد گفت: ای اهل شام! اگر شما شروع نکرده بودید، ما هم شروع نمیکردیم. چون شما چنین کردید، ما هم این کار را کردیم [٢] اباعبداللَّه هم چنین بود. در تمام روز عاشورا مقید بود که جنگ را آنها که به ظاهر مسلمان و گوینده شهادتین بودند شروع کنند. گفت: بگذارید آنها شروع کنند، ما هرگز شروع نمیکنیم.
٢. ایثار و وفا
میآییم سراغ ایثار، یکی دیگر از عناصر اخلاقی موجود در این حادثه. چه نمایشگاه ایثاری بوده است کربلا! شما ببینید آیا برای ایثار تجسمی بهتر از داستان جناب ابوالفضل العبّاس میتوان پیدا کرد؟ یک نمونه از صدر اسلام برایتان عرض میکنم ولی آنجا قهرمان چند نفرند نه یک نفر. شخصی میگوید: در یکی از جنگهای اسلامی از میان مجروحین عبور میکردم، شخصی را دیدم که افتاده و لحظات آخرش را طی میکند (و مجروح چون معمولًا خون زیاد از بدنش میرود، بیشتر تشنه میشود). من فوراً فهمیدم که این شخص به آب احتیاج دارد. رفتم یک ظرف آب آوردم که به او بدهم. اشاره کرد که آن برادرم مثل من تشنه است، آب را به او بدهید.
رفتم سراغ او. او هم اشاره کرد به یک نفر دیگر که آب را به او بدهید. رفتم سراغ او (بعضی نوشتهاند سه نفر بودهاند و بعضی نوشتهاند ده نفر). تا سراغ آخری رفتم، دیدم تمام کرده است. برگشتم به ماقبل آخر، دیدم او هم تمام کرده. ماقبل او هم تمام کرده.
به اولی که رسیدم، دیدم او هم تمام کرده است. بالأخره من موفق نشدم به یک نفر از اینها آب بدهم، چون به سراغ هرکدام که رفتم گفت برو به سراغ دیگری. این را میگویند «ایثار» که یکی از باشکوهترین تجلیات عاطفی روح انسان است.
چرا سوره «هل أتی» نازل میشود که در آن میفرماید:«وَ یطْعِمونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یتیماً وَ اسیراً. انَّما نُطْعِمُکمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکمْ جزاءً وَ لا شُکوراً» [٣]؟ برای ارج نهادن به ایثار. تجلی دادن این عاطفه انسانی و اسلامی یکی از وظایف حادثه کربلا بوده است و گویی این نقش به عهده ابوالفضل العبّاس گذاشته شده بود. ابوالفضل بعد از
[١]. بقره/ ١٩٤.[٢]. وقعة الصّفّین، تألیف نصربن مزاحم المنقری، ص ٣١٥.[٣]. دهر/ ٨ و ٩.