مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨ - انواع تحریف
قَدْ کانَ فَریقٌ مِنْهُمْ یسْمَعونَ کلامَ اللَّهِ ثُمَّ یحَرِّفونَهُ مِن بَعْدِ ما عَقَلوهُ» [١] تحریف هم که میکردند نه از باب اینکه نمیفهمیدند و عوضی بازگو میکردند؛ نه، ملت باهوشی هستند، خوب هم میفهمیدند. در عین اینکه خوب میفهمیدند مع ذلک سخنان را کج میکردند، برعکس برای مردم بیان میکردند. تحریف همین است؛ پیچ دادن، کج کردن یک چیز، آن را از مسیر اصلی منحرف کردن. اینها در کتابهای الهی تحریف کردند.
قرآن بسیاری از جاها کلمه «تحریف» را [آورده]، یا این کلمه را هم نیاورده به صورت دیگری مطلب را بیان کرده است، ولی مفسرین ذکر کردهاند که تحریفی که قرآن ذکر میکند، اعمّ است از تحریف لفظی و تحریف معنوی؛ یعنی بعضی از این تحریفها که صورت گرفته است، در لفظ بوده است و بعضی در تفسیر و معنی نه در لفظ، که چون از مطلب خیلی خارج میشوم، نمیخواهم در اطراف این مطلب زیاد بحث بکنم.
پس تحریف لفظی داریم و تحریف معنوی. الآن چیزی یادم افتاد، بد نیست عرض بکنم. یک نفر از علمای تهران در ایام جوانیاش نقل میکرد، میگفت یک مداحی از همین تهران آمده بود مشهد؛ روزها میآمد داخل مسجد گوهرشاد، در صحن میایستاد و شعر و مدیحه میخواند. این شخص رفته بود آن بیچاره را دست انداخته بود. میگفت آن غزل معروف منسوب به حافظ را میخواند:
ای دل غلام شاه جهان باش، شاه باش | پیوسته در حمایت لطف اله باش | |