مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١١ - شرایط پیام رسان
یکدیگر مربوطند.
شرایط پیام رسان
مسأله شرایط مبلّغ و پیام رسان از آن مسائلی است که درست نمیدانم به چه علتی در جامعه ما خیلی کوچک گرفته شده است. ارزش بعضی از مسایل در جامعه محفوظ است، ولی ارزش واقعی بعضی دیگر به علل خاصی از بین میرود. مثالی برایتان عرض میکنم: یکی از شؤون دینی اجتماعی ما مقام افتاء و مرجعیت تقلید است که یک مقام عالی روحانی است. خوشبختانه جامعه ما این مقام را در حد خودش میشناسد. هرکس که فی الجمله به امور مذهبی وارد باشد وقتی میشنود مرجع تقلید، فوراً در ذهنش مردی که اقلًاّ چهل پنجاه سال به اصطلاح استخوان خرد کرده، زحمت کشیده، سرش در قرآن و تفسیر و حدیث و فقه بوده، سالها نزد استادان عالیقدر درس خوانده، سالها تدریس کرده، کتابها نوشته و تألیف کرده مجسم میشود. و این درست است و باید هم چنین باشد و خدا نکند که این مقام در ذهنها سقوط کند، آنچنان که مقام تبلیغ و مبلّغ سقوط کرده است.
در دوران گذشته اسلام مطلب اینطور نبوده است. شما اگر به کتب رجال مراجعه کنید میبینید عده زیادی از علما به نام واعظ یا خطیب معروفند: خطیب رازی، خطیب تبریزی، خطیب بغدادی، خطیب دمشقی. کلمه «خطیب» جزء نام این افراد نیست.
اینها چگونه اشخاصی بودند؟ آیا در حد یک روضه خوانی بودند که ما اکنون در جامعه خودمان میشناسیم؟ هر کدام از کسانی که به نام «خطیب» معروف هستند، دریایی از علم بودهاند. مثلًا خطیب رازی همین فخرالدین رازی معروف است (امام فخر) که یکی از کتابهایش تفسیر کبیر است که در سی جزء منتشر شده است و کتاب بسیار بزرگی است (مثل اینکه اخیراً در بیست جزء منتشر کردهاند) و یکی از تفاسیری است که مزایای بسیار زیادی دارد. این مرد در طب، نجوم، فلسفه، منطق، حدیث، فقه و وعظ و خطابه وارد بوده و کسی است که اشارات بوعلی سینا را شرح کرده و ایرادها بر بوعلی سینا گرفته است و تنها خواجه نصیرالدّین طوسی بود که توانست ایرادهای او را از بوعلی سینا رفع و برطرف کند. این شخص یک واعظ و خطیب زبردست در تاریخ اسلام است.
آن که به «خطیب بغدادی» معروف است صاحب کتاب تاریخ بغداد است که یکی