مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨ - اشتباه نویسنده « شهید جاوید »
تنها شما مرا جا ندهید) باز هم بیعت نمیکنم.
از نظر عامل امر به معروف و نهی از منکر که از این نظر امام حسین دیگر مدافع نیست، متعاون نیست، بلکه یک مهاجم است، یک ثائر و یک انقلابی است چطور؟ نه، از آن نظر حسابش سر جای خودش است.
اشتباه نویسنده « شهید جاوید »
یکی از اشتباهاتی که نویسنده کتاب شهید جاوید در اینجا کرده است، به نظر من این است که برای عامل دعوت مردم کوفه ارزش بیش از حد قائل شده است، گویی خیال کرده است که عامل اساسی و اصلی این است. البته اینها اجتهاد و استنباط است.
خوب، یک کسی استنباط میکند، اشتباه میکند. اشتباه کرده است. غیر از این، من چیزی نمیخواهم بگویم. یک اجتهادِ اشتباه بوده است. خیر، در میان این عاملها اتفاقاً کوچکترین آنها از نظر تأثیر، عامل دعوت مردم کوفه است و الّا اگر عامل اساسی این میبود، آن وقتی که به امام خبر رسید که زمینه کوفه دیگر منتفی شد، امام میبایست دست از آن حرفهای دیگرش هم برمیداشت و میگفت بسیار خوب، حالا که اینطور شد، پس ما بیعت میکنیم، دیگر دم از امر به معروف و نهی از منکر هم نمیزنیم. اتفاقاً قضیه برعکس است. داغترین خطبههای امام حسین، شورانگیزترین و پرهیجان ترین سخنان امام حسین، بعد از شکست کوفه است.
اینجاست که نشان میدهد امام حسین تا چه اندازه روی عامل امر به معروف و نهی از منکر تکیه دارد و اوست که به این دولت و حکومت فاسد هجوم آورده است. از نظر این عامل، امام حسین مهاجم به حکومت فاسد وقت است، ثائر و انقلابی است. بین راه دارد میآید، چشمش میافتد به دو نفر که از طرف کوفه میآیند، میایستد تا با آنها صحبت کند. آنها میفهمند که امام حسین است، راهشان را کج میکنند. امام هم میفهمد که آنها دلشان نمیخواهد حرفی بزنند، راه خودش را ادامه میدهد. یکی از اصحابش که پشت سر میآمد، آندو را دید و با آنها صحبت کرد. آنها قضایای ناراحت کننده کوفه را از شهادت مسلم و هانی برای او نقل کردند، گفتند: واللَّه ما خجالت کشیدیم این خبر را به امام حسین بدهیم. آن مرد بعد که به امام ملحق شد، وارد منزلی که امام در آن نشسته بود شد. گفت: من خبری دارم، هرطور که اجازه میفرمایید بگویم. اگر اجازه میفرمایید اینجا عرض کنم، اینجا عرض میکنم. اگر نه،