مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٩ - فرق انصار و مشاورین معاویه با انصار و مشاورین یزید
به نقل نفس المهموم ص ٩٣.
فرزدق نظر عامه را گفت، عامهای که محکوم روش کبراء و رؤساء بودند و از خود ارادهای نداشتند. ولی مجمع بن عبید تجزیه کرد اشراف بیایمان را از عامه مؤمن ضعیفِ تابع صفتِ مقلّد مسلک که طبق منطق قرآن کریم هر دو در آتشاند. درحقیقت معنای جمله فرزدق این است که دل اینها با توست ولی دلشان هیچ کاره است، حاکمِ معزول است ولی شکمشان با دشمنان توست و اینها هم بنده شکمند و به امر شکم با دل خودشان میجنگند؛ قبل از اینکه با تو بجنگند، با سپاه شکم به جنگ دل خودشان رفتهاند و ضمیر خود را مجروح کردهاند. اجمالًا معلوم میشود که ممکن است بشر دلش حق را بخواهد و آرزو کند و در عین حال علی رغم عشق و علاقهاش قدم بردارد و به روی محبوب خودش خنجر بکشد. میگویند مأمون شیعه امام کش بود. عموم مردم حق را دوست دارند، یک نوع دوستی کاذبی یعنی دوستی بیریشهای. نظیر اشتهای کاذب و اشتهای صادق، و نظیر صبح کاذب و صبح صادق. تَعْصَی الْإلهَ وَ أنْتَ تُظْهِرُ حُبَّهُ ... [١].
فرق انصار و مشاورین معاویه با انصار و مشاورین یزید [٢]
«عقّاد» اعوان معاویه را که عقلا بودند «انصار الدول و بناة العروش» میخواند ولی انصار یزید را «جلّادین» میخواند. میگوید: «فکان أعوان معاویة ساسة و ذوی مشورة، و کان أعوان یزید جلّادین و کلاب طراد فی صید کبیر» [٣]. یزید عادت داشت که سگهایی را به دنبال شکار بیگناهی بفرستد.
عقّاد اعوان یزید را بالاتر از دنیاپرست و هوادار دنیا میخواند. مثلًا عمروعاص و کلیه زیرکان دور و بر معاویه هواخواه دنیا بودند، ولی سران اعوان یزید یک عدهای بودند که فطرت بشری آنها به کلّی مسخ شده بود.
[١]. [معصیت خدا را میکنی درحالی که اظهار دوستی او را مینمایی ...][٢]. از باب «تُعْرَفُ الاشْیاءُ بِاضْدادِها» باید هیئت حاکمه آن زمان شناخته شود تا امام حسین علیه السلام و سرّ نهضت آن حضرت شناخته شود.[٣]. ص ٨٨ [یاران معاویه همگی سیاستمدار و اهل شور بودند، و یاران یزید همه جلّاد و سگان ولگردی بودند که برای صید بزرگی رها شده بودند.]