مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨ - ماجرای خلیفه شدن عثمان
ماجرای خلیفه شدن عثمان
میدانیم عمر وقتی که ضربت خورد و خودش احساس کرد که رفتنی است، برای بعد از خودش درواقع بدعتی به وجود آورد، یعنی کاری کرد که نه پیغمبر کرده بود و نه حتی ابوبکر. نه مطابق عقیده ما شیعیان که مدارک اهل تسنن نیز بر آن دلالت دارد (حالا در عمل قبول نداشته باشند، مطلب دیگری است) خلافت را به شخص معینی که پیغمبر در زمان خودش معرفی و تعیین کرده بود یعنی علی علیه السلام واگذار کرد، نه مطابق آنچه که امروز اهل تسنن میگویند- که پیغمبر کسی را تعیین نکرد بلکه امت باید خودشان کسی را انتخاب کنند، و پیغمبر این کار را به انتخاب امت و شورای امت واگذار کردند- عمل کرد و نه کاری را که ابوبکر کرد، انجام داد چون ابوبکر وقتی میخواست بمیرد، برای بعد از خود شخص معینی را تعیین کرد که خود عمر بود. کار ابوبکر نه با عقیده شیعه جور درمیآید، نه با عقیده اهل تسنن. کار عمر نه با عقیده شیعه جور درمیآید، نه با عقیده اهل تسنن و نه با کار ابوبکر. یک کار جدید کرد و آن این بود که شش نفر از چهرههای درجه اول صحابه را به عنوان شورا انتخاب کرد، ولی شورایی نه به صورت به اصطلاح دموکراسی بلکه به صورت آریستوکراسی، یعنی یک شورای نخبگان که نخبهها را هم خودش انتخاب کرد: علی علیه السلام (چون علی را که نمیشد کنار زد)، عثمان، طلحه، زبیر، سعد وقّاص و عبدالرّحمن بن عوف. در آن وقت در میان صحابه پیغمبر، از اینها مشخصتر نبود. بعد خودش گفت: تعداد افراد این شورا جفت است. (معمولًا میبینید که تعداد افراد شوراها را طاق قرار میدهند که وقتی رأی گرفتند، تعداد هر طرف که حداقل نصف به علاوه یک باشد، آن طرف برنده است.) اگر سه نفر یک رأی را انتخاب کردند و سه نفر دیگر رأی دیگر را، هر طرف که عثمان بود آن طرف برنده است. خوب، اگر شوراست تو چرا برای مردم تکلیف معین میکنی؟!.
شورا طوری ترکیب شده بود که عمر خودش هم میدانست که بالأخره خلافت به عثمان میرسد، چون علی علیه السلام قطعاً رأی سه به علاوه یک نداشت؛ حداکثر این بود که علی سه نفر داشته باشد که مسلّماً عثمان در میان آنها نبود، زیرا عثمان رقیبش بود.
پس عثمان قطعاً برنده است. از نظر عمر، علی علیه السلام یا دو نفر داشت: خودش بود و زبیر (چون زبیر آن وقت با علی بود) و یا اگر احتمالًا عبدالرّحمن بن عوف طرف علی را میگرفت، حداکثر سه نفر داشت. این است که علی علیه السلام در نهج البلاغه میفرماید: