مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢ - عامل دعوت مردم کوفه
عامل دعوت مردم کوفه
اما عاملی که مؤثر در نهضت حسینی بود، تنها این قضیه نبود. عامل دیگری هم در اینجا وجود داشت که باز ماهیت نهضت حسینی از آن نظر ماهیت عکس العملی است ولی عکس العمل مثبت نه منفی.
معاویه از دنیا میرود. مردم کوفهای که در بیست سال قبل از این حادثه، لااقل پنج سال علی علیه السلام در این شهر زندگی کرده است و هنوز آثار تعلیم و تربیت علی بکلی از میان نرفته است [١]، تا معاویه میمیرد، به خود میآیند، دور همدیگر جمع میشوند که اکنون از فرصت باید استفاده کرد، نباید گذاشت که فرصت به پسرش یزید برسد، ما حسین بن علی داریم، امام بر حقّ ما حسین بن علی است، ما الآن باید آماده باشیم و او را دعوت کنیم که به کوفه بیاید و او را کمک بدهیم و لااقل قطبی در اینجا در ابتدا به وجود آوریم، بعد هم خلافت را خلافت اسلامی بکنیم.
اینجا یک دعوت است از طرف مردمی که مدعی هستند ما از سر و جان و دل آمادهایم، درختهای ما میوه داده است. مقصود از این جمله نه این است که فصل بهار است. بعضی اینجور خیال میکنند که درختها سبز شده و میوه داده است یعنی آقا! الآن اینجا فصل میوه است، بیایید اینجا مثلًا شکمِ میوهای بخورید! نه، این مَثَل است؛ میخواهد بگوید که درختهای انسانها سرسبزند و این باغِ اجتماع آماده است برای اینکه شما در آن قدم بگذارید.
کوفه اصلًا اردوگاه بوده است. از اول هم به عنوان یک اردوگاه تأسیس شد. این شهر در زمان خلیفه عمر بن الخطّاب ساخته شد؛ قبلًا «حیره» بود. این شهر را سعد وقّاص ساخت. همان مسلمانانی که سرباز بودند، و درواقع همان اردو، در آنجا برای خود خانه ساختند و لهذا از یک نظر قویترین شهرهای عالم بود. مردم این شهر از امام حسین دعوت میکنند. نه یک نفر، نه دو نفر، نه هزار نفر، نه پنج هزار نفر و نه ده هزار نفر بلکه حدود هجده هزار نامه میرسد که بعضی از نامهها را چند نفر و بعضی دیگر را شاید صد نفر امضا کرده بودند که در مجموع شاید حدود صدهزار نفر به او نامه نوشتهاند.
[١]. البته خیلی تصفیه شدهاند. بسیاری از سران بزرگان و مردان این مردم: حُجربن عَدیها، عَمروبن حَمِق خُزاعیها، رُشَید هَجَریها و میثم تمّارها را از میان بردهاند برای اینکه شهر را از اندیشه و فکر علی، از احساسات به نفع علی خالی کنند. ولی هنوز اثر این تعلیمات هست.