مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٦ - علت شهادت امام حسین و علت ترغیب ائمّه علیهم السلام به اقامه عزای حسینی
الْحَقَّ لا یعْمَلُ بِهِ وَ انَّ الْباطِلَ لا یتَناهی عَنْهُ، لِیرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فی لِقاءِ اللَّهِ مُحِقّاً ...»، «ایهَا النّاسُ مَنْ رَأی سُلْطاناً جائِراً ...»..
در قسمت دوم هم باید گفت تکالیف شرعی بدون حکمت نیست. منظور این نبوده که همدردی و تسلیتی باشد برای خاندان پیغمبر، به قول روضه خوانها زهرا را خوشحال بکنیم. خیال میکنیم هر اندازه ما گریه کنیم تسلّی خاطر بیشتری برای حضرت رسول و حضرت زهرا هست. چقدر در این صورت ما حضرت رسول و حضرت زهرا و حضرت امیر را- که همیشه آرزوی شهادت میکردند و فخر خود میدانستند- کوچک کردهایم و خیال میکنیم هنوز هم بعد از هزار و سیصد و بیست سال در حال جزع و فزع میباشند! بلکه مقصود این است که داستان کربلا به صورت یک مکتب تعلیمی و تربیتی همیشه زنده بماند. درحقیقت جواب سؤال اول اگر درست داده شود، جواب سؤال دوم هم معلوم میگردد.
در لؤلؤ و مرجان، صفحه ٣ از کامل الزیارة نقل میکند که حضرت صادق علیه السلام به عبداللَّه بن حمّاد بصری فرمود:
بَلَغَنی انَّ قَوْماً یأْتونَهُ (یعنی الْحُسَینَ عَلَیهِ السَّلامُ) مِنْ نَواحِی الْکوفَةِ وَ ناساً مِنْ غَیرِهِمْ وَ نِساءً ینْدُبْنَهُ وَ ذلِک فِی النِّصْفِ مِنْ شَعْبانَ، فَمِنْ بَینِ قارِی یقْرَأُ وَ قاصٍّ یقُصُّ وَ نادِبٍ ینْدُبُ وَ قائِلٍ یقولُ الْمَراثی». فَقُلْتُ لَهُ: نَعَمْ، جُعِلْتُ فِداک قَدْ شَهِدْتُ بَعْضَ ماتَصِفُ. فَقالَ:«الْحَمْدُ للَّهِ الَّذی جَعَلَ فِی النّاسِ مَنْ یفِدُ إلَینا وَیمْدَحُنا وَ یرْثی عَلَینا وَجَعَلَ عَدُوَّنا مَنْ یطْعَنُ عَلَیهِمْ مِنْ قَرابَتِنا أوْمِنْ غَیرِهِمْ یهَدِّدونَهُمْ وَ یقَبِّحونَ مایصْنَعونَ [١].
ایضاً در صفحه ٣٨ نقل میکند:
[١]. [به من خبر رسیده که در نیمه شعبان گروهی از نواحی کوفه و مردمی دیگر بر سر مزار حسین علیه السلام میآیند و نیز زنانی که برای آن حضرت نوحهگری میکنند و عدهای قرآن میخوانند و پارهای حوادث کربلا را بیان میکنند و دستهای نوحهگری میکنند و گروهی دیگر مرثیه میخوانند. عرض کردم: فدایت شوم، آری من نیز پارهای از آنچه فرمودی دیدهام. فرمود: سپاس خدای را که در میان مردم گروهی را قرار داد که به نزد ما میآیند و ما را میستایند و برای ما مرثیه میخوانند، و دشمنان ما را کسانی قرار داد که بر ایشان خرده میگیرند از خویشان ما یا غیر آنها، آنان را تهدید میکنند و اعمال ایشان را زشت میشمرند.]