مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٨ - ٣ یادداشت درباره نهضت حسینی
امام که به قول صالحی طرفدار صلح بود، به خاطر صلح، در این شرایط سخت بیعت نکرد؟.
عین این مطلب درباره جواب امام به عمربن سعد نیز هست که طبری و ارشاد مفید و الاخبار الطِّوال نقل کردهاند که فرمود:«فَامّا اذْ کرِهْتُمونی فَانَا انْصَرِفُ عَنْکمْ» [١].
همچنین جمله امام در خطبه عاشورا:«ایهَا النّاسُ اذْکرِهْتُمونی فَدَعونی انْصَرِفُ الی مَأْمَنی مِنَ الْارْضِ» [٢]. مخاطب امام در این جملهها ظاهراً فقط مردم کوفهاند نه حکومت یزید.
در صفحه ٨٨ از ذخائرالعقبی ص ١٤٩ و تاریخ ابن عساکر جلد ٤ صفحه ٣٣٤ و سیرالنُّبلاء صفحه ٢٠٩ نقل میکند که امام به آنها فرمود:«الا تَقْبَلونَ مِنّی ما کانَ رَسولُ اللَّهِ یقْبَلُ مِنَ المُشْرِکینَ؟ کانَ اذا جَنَحَ احَدُهُمْ لِلسَّلْمِ قَبِلَ مِنْهُ. قالُوا: لا» [٣].
این جمله بسیار مستبعد است خصوصاً باتوجه به اینکه مفاد «انْ جَنَحوا لِلسَّلْم» معلوم نیست صلح باشد، بلکه ظاهراً مقصود تسلیم است، و از گفتههای امام برمیآید که هیچ گاه حاضر به تسلیم نشده است.
١٤. در صفحه ٩٣ قول طبری را قبول میکند که واقعاً امام سه پیشنهاد کرد:
الف. بازگشت به حجاز (با آنکه حجاز مأمن نبود: لَوْ تُرِک الْقَطا لَنامَ [٤]).
ب. کوچ کردن به یکی از سرحدّات.
ج. ملاقات با یزید.
١٥. آقای صالحی با اتکاء به آنچه از سید مرتضی در تنزیه الانبیاء و شیخ طوسی در تلخیص الشّافی نقل میکند مدعی است که:
الف. امام پس از اطلاع از جریان کوفه و شکست نیروهای عراق و عدم امکان مراجعت به حجاز مایل بود با یزید ملاقات کند.
ب. امید اینکه ملاقات با یزید کار را به مسالمت حل کند وجود داشت. ولی آقای صالحی توضیح نمیدهد که با بیعت یا بدون بیعت. شِقّ اول را امام قبول نمیکرد و شقّ
[١]. [و اما اگر مرا نمیخواهید بازمی گردم.][٢]. [ای مردم! حال که مرا نمیخواهید، رهایم کنید تا به پناهگاه خودم در زمین بازگردم.][٣]. [آیا از من نمیپذیرید آنچه را که رسول خدا از مشرکان میپذیرفت، که هرگاه یکی از آنان تسلیم میشد حضرت میپذیرفت. گفتند: نه.][٤]. [اگر قطا (نام پرندهای است) را به حال خود نهند میخوابد.]