مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢ - هم خواص مسؤولند و هم عوام
را انجام دهید، چه خوب و چه بد، اما قصد نداشتهاید و بدون قصد آن کار از شما صادر شده است، اگر بد است مسؤول نیستید، اگر خوب است پاداش ندارید. این یک مطلب خیلی واضحی است و هر کسی میفهمد. حال اگر کسی آمد و مثلًا خوابی را نقل کرد، داستانی را نقل کرد، گفت فلان کس در یک جریان اضطراری، در یک عالم بی خبری، در یک کاری که کوچکترین قصدی نداشته است بلکه قصد خلاف داشته است، در عین حال همین کار بدون قصد، او را به اعلی علّیین بالا برد، تمام گناهانش را محو کرد، آیا ما باید قبول کنیم؟ باید کتاب خوانده باشیم، عربی دانسته باشیم، سیاه و سفید خوانده باشیم که [بدانیم] گناهان انسان را فقط یک توبه و یک بازگشت به حق پاک میکند، «انَّ الْحَسَناتِ یذْهِبْنَ السَّیئاتِ» [١] کار نیک است که اثر کار بد را میبرد، اما کار بدون اختیار نه؟.
ولی ما از همین فطرت خدادادی خودمان هرگز استفاده نمیکنیم. یکی میآید میگوید یک دزدی بود (در کتابها هم نوشتهاند) راه را بر مردم میبست، چقدر مال مردم را چاپیده بود، چقدر آدمها را کشته بود، چقدر زنها را بیوه کرده بود، چقدر بچهها را یتیم کرده بود! یک بار اطلاع پیدا کرد که قافلهای از زوار میخواهند بروند کربلا.
آمد سر گردنهای کمین کرد که آنها کی از آنجا عبور میکنند، برای اینکه راه را بر زوّار امام حسین ببندد، مالشان را بگیرد، عند اللزوم آنها را بکشد، جنایت کند. منتظر بود. تا قافله برسد، دو سه ساعت وقت بود. کنار راه خوابش برد. قافله آمد و رد شد، او بیدار نشد. ولی در همین حال صحنه قیامت را خواب دید؛ دید او را کشان کشان به جهنم میبرند. چرا به جهنم میبرند؟ حسابش روشن است. کوچکترین عمل صالح در نامه عمل او نیست، هرچه هست گناه و جنایت است. بردند و بردند تا لبه پرتگاه جهنم، ولی جهنم او را نپذیرفت؛ گفت نه، این را من نمیپذیرم. نپذیرفت و برگشت. آخر، قضیه اینطور کشف شد که این مرد چون در کنار راهی خوابیده است که در آنجا قافله زوار میرفتند و گرد زوار بر لباس او نشسته است، بدون اینکه خودش قصدی داشته باشد، بلکه قصد کشتن این زوار را داشته است و قصد بردن مال اینها را داشته است، و علیرغم گفته پیغمبر که «انَّمَا الْاعْمالُ بِالنِّیاتِ» و «لِکلِّ امْرِئٍ ما نَوی»، این عمل بدون اختیار تمام گناهانش را محو کرد:
[١]. هود/ ١١٤.